تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
صاحب اختيار و ميرزا محمد خان سپهسالار بود ، كردند . خمسه با عميد الملك پسر مجد الدوله و كردستان با محمد ابراهيم خان نورى بود كه ملقب به نظام الدوله شد . يزد با عماد الدوله و سمنان و دامغان را از سپهدار گرفته و به اعتضاد الملك پسر ميرزا محمد خان سپهسالار داده بودند . قم و كاشان با اعتضاد الدوله پسر ديگر سپهسالار كه مادرش دختر نايب السلطنه عباس ميرزا و خودش داماد شاه بود و گيلان با مؤيد الدوله و قزوين با ايلخانى سابق قاجار اللهقلى خان بود به نايب الحكومگى آقا باقر آبدار از بستگان صدر اعظم كه مباشر راه شوسهء قزوين بود و كرمانشاهان با حسام الملك پسر مرحوم حسام الملك حسين خان عاشقلوى قراگزلو . من از بوشهر مراجعت كردم . مرحوم برادرم در اهواز آمد مرا وداع كرد و به محل حكومت خود كه بوشهر و ساير بنادر و جزاير و كل گمركخانه‌ها از كاشان الى جاسك بود ، مراجعت كرد . در آن سفر به طيب خاطر به واسطهء خصوصيتى كه با معتمد الدوله اويس ميرزا داشت ، قبول حكومت دشتى و دشتستان نكرده بود . حاكم دشتى و دشتستان از جانب ايالت فارس مىآمد . سال اول ، سنهء 1306 ، نوذر ميرزا بود و سال دوم محمد حسين خان نورى . بالجمله چون حاجى نجم الملك بىنيل به مقصود كه مباشرى آن كار بزرگ بود مراجعت كرد ، از من آزردگى حاصل نمود و حال آن‌كه آن اعتقاد بىغرضانه را هنوز هم كه اين شرح حال را مىنويسم ، باز در باب سد و پل شوشتر و سد اهواز دارم و تغييرى حاصل نكرده است .

بناى پل شوشتر

بعد از ورود به شوشتر كه عباس قلى خان مهندس و حاجى استاد على با سه نفر بنا وارد شدند ، مشغول تهيهء پل شوشتر شديم . اول عبد الحسين خان همدانى را روانهء محمره كردم و او را به قرآن قسم دادم كه زياده از ده يك مخارج ، طمع مداخل در بنائى آنجا نكند . نقشهء يك عمارت و يك انبار و يك حمام و يك تلگرافخانه در سمت مغربى كارون كه متصل مىشود به شط العرب و طرف شرقى مقابل را براى توپخانه و سربازخانه باقى گذاشتم - به نحوى كه در نقشه ترسيم است - و خودم در كنار رود شطيط ، زير پل چادر زدم . عمله در دزفول و شوشتر خبر كرديم ، شش‌صد نفر دزفولى و سيصد نفر شوشترى . اول بناى سله اندازى شد كه جلوى آب را از مجراى طبيعى بگيريم ، بعد صندوق براى پايهء سد بيندازيم . اول چشمه‌هائى كه در يك طرف محل شكستگى بود ، براى جريان آب شكافتيم . با زحمت زياد معلوم شد كه در زمان شاپور هم سد را از صندوق بسته‌اند ، زيرا كه چوب پوسيدهء صندوق‌ها از محلى كه شكافتيم ، محسوس شد . بعد از آن نه دهنهء سد زير پل را به قسمى كه از هريك ده سنگ و بيست سنگ آب برود مجراى آب كرديم و از مقابل محل شكسته به دو چشمه فاصله ، بناى سله‌اندازى شد تا كنار شمالى رودخانه به‌طور مورب . اما معنى سله‌اندازى و صندوق اين است : سله سبدى است كه از چوب بيد جنگلى مىبافند و پر از سنگ مىكنند و با ريسمان‌هاى علفى كشتى