باقى بود براى جيره و عليق سرباز ، هرچه اصرار كردم ، نبردند ؛ در ازاى كرايهء كشتىهائى كه از مياناب و شوشتر حمل كرده بودند ، به اعراب واگذار نمودم . شب هشتم ربيع الاول از اهواز مالها را به طرف غربى كارون عبور دادند . يك قاطر من در آب سقط شد . آن شب و فردا كه هشتم بود ، تمام اردو و مال اردو از آب با كشتى گذشت ؛ يعنى مالها را ، غير از الاغ ، در آب مىانداختيم و به شنا مىگذشت . الاغها را در كشتى و روى كلك مىبردند . شب نهم خودمان گذشتيم و از آنجا به طرف حويزه و بنى طرف اردو را بردند . در حويزه پنج روز توقف كرديم و حساب ماليات آنجا را كه جمعى حبيب الله خان بود ، تسويه نمودم . از آنجا كنار رود كرخه را گرفته و در مقابل بنى طرف اردو زديم . حويزه به واسطهء شكستن سد ناصرى « 49 » و انحراف آب از مجراى قديم ، ابدا آب ندارد . در آن مجراى قديم ، چاههاى زياد حفر كردهاند و آب شيرين دارد . براى تمام دواب و شرب اهالى ، بايد از چاه آب بكشند . تفصيل اين سد و آب كرخه و اراضى بنى طرف را در حاشيه ذكر كردهام . يك ماه تمام در جريهء سادات براى وصول ماليات بنى طرف ، اردو معطل بود . به زحمات زياد ماليات آنها را وصول نموده و از راه دانيال نبى و سد ناصرى و اراضى آل كثير دزفول و شوشتر ، روانهء دزفول شدم . در راه باران شديدى گرفت به قسمى كه روز ورود دانيال ، ناچار به داخل بقعه و حرم پناه برديم .
صحن حجراتش كثيف بود . در آن بين كه ما با حالت باران خوردگى وارد شده بوديم ، ميرزا حسن جلودار صدر اعظم با يك بستهء مملو از كاغذ رسيد .
كشتيرانى رود كارون
لباسم را عوض كردم و به غرفهء تاريكى كه در جنب گنبد است صعود نمودم . چراغى خواستم ، ملاحظه كردم تمام به خط خود صدر اعظم است كه در مسئلهء كارون نوشته است كه ، انگليسها بر ما عرصه را تنگ كردهاند و مىگويند حكما بايد رود كارون براى آمد و شد كشتى و تجارت مفتوح شود و ساير دول هم تصديق دارند . « 50 » رأى شما در اين باب چه چيز است ؟ و همچنين در باب بستن سد اهواز ، كمپانى فرانسه به شركت حكيمباشى طولوزون خواهشمند بستن سد است . و همچنين كمپانى انگليسى اصرار دارد كه راه شوسه از قم به لرستان و از آنجا به محمره تمديد دهد . اينها را هم كه خواندم ، دانستم جواب فورى دارد . نوشته بود ، چون اطمينان از پست راه بروجرد نداشتم و از راه بوشهر
هامش
( 49 ) - سد ناصرى بر روى كرخه بسته شده بود . رك : « سفرنامه خوزستان » اثر نجم الملك و « تاريخ پانصد سالهء خوزستان » اثر احمد كسروى .
( 50 ) - انگليسها مدت مديدى خواستار امتياز كشتيرانى در رود كارون بودند و دولت ايران به عذر آنكه روسها نيز در شمال مدعى أخذ امتيازى مشابه خواهند شد ، از دادن امتياز خوددارى مىكرد . سرانجام با ورود سردراموندولف و مقارن سفر سوم شاه به اروپا ، در اكتبر 1888 ميلادى - صفر 1306 قمرى ، كشتيرانى در كارون براى عموم ملل آزاد اعلام شد . رك : تيمورى ، ابراهيم .
عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات : 177 - 151 .