به بندى مىرسد كه سابق براى بردن آب به مياناب بسته بودهاند و شكسته است . تمام اين آب از دهنهاى كه تقريبا پانزده ذرع است بيرون مىرود و از آنجا به مسافت نيم فرسخ كه مىرود ، باز سدى بوده است كه براى بردن آب به بعضى اراضى قريهء گذرلو ساختهاند . از طرف شرقى اين سد اگر آب برود ، تمام اراضى گذرلو را تا به خاك رامهرمز و ابتداى خاك متعلق به طايفهء باوى كه جزو محمره است ، مشروب مىكند . اين سد چندان خرجى ندارد ، تقريبا در بيست هزار تومان تعمير مىشود . از آنجا اين شعبه مىرود در دو فرسخى عميق مىشود و زمينش خاك نرم است و حالت شطى بهم مىرساند .
آنجا قريهء شليلى و حالا محل لنگرگاه كشتىهاى دودى و بادى اعراب است . از شليلى تا بند قير ، كشتى در جمع فصول به سهولت مىرود . اما شعبهء شطيط به واسطهء وسعت عرض و سختى زمين ، تا چهار فرسخ به شهر مانده ، هيچجا محل كشتيرانى نيست . قبل از شاپور ذو الاكتاف نمىدانم چه شكل بوده است و تاريخ ايران و خارجه هم خبر نمىدهد ؛ ولى شاپور كه اين سدها را بسته ، معلوم نيست در چه عهدى سد طرف بليتى خراب شده است .
و چون مقابل با مجراى طبيعى است - چنانكه در نقشه نمودهام - ، تمام آب به طرف بليتى جارى بوده است و سد و پل شطيط باطل مانده و آفتاب به مرور آهك و ساروج او را فاسد كرده و سنگهاى دو طرف سد كه از هرطرف به قدر يكصد و پنجاه ذرع كف رودخانه را فرش كرده بودند ، كنده و بردهاند . بعد كه مرحوم مبرور محمد على ميرزا دولتشاهى رجل واقعى قاجاريه ، با غيرت و تعصبى كه داشت و با وجود قلت دخل و كثرت خرج ، همت بر عمارت سد بليتى گماشت و سه دفعه آن سد را بست و آب سيل از ميان كند ، خللى در بنيان عزمش بهم نرسيد . طيب الله تربته . براى حفظ استحكام او به قاعدهء طبيعى ، آن پل بليتى را به فاصلهء چهارصد ذرع به آن شكلى كه نوشتم با آن سه رخنهء متساوى بنا كرد كه دو ثلث آب كما فى السابق به شطيط رفت و آب به صحراى مياناب جارى شد . قريهاى هم خود بنا كرد مسمى به دولتآباد و ساير قراء را هم تقسيم كرد ، مردم داير كردند .
به مرور ايام به واسطهء طغيان سيل ، آب شطيط هرچند سالى به طرفى از چشمههاى پل مايل مىشد و قوت مىگرفت . در اوايل دولت محمد شاهى و حكومت منوچهر خان معتمد - الدوله ، چند چشمه را خراب كرد كه براى تعمير آنها آب را به طرف ديگر قوت دادند . بعد در زمان ناصر الدين شاه ، چهار چشمه از گوشهء پل خراب شد ، به حاجى شيخ جعفر رجوع كردند ؛ او هم آب را به طرف وسط قوت داد و آن چشمهها را تعميرى ملائى كرد و باز آب به مرور وسط رودخانه را عميق كرد . به واسطهء آنكه فرش دو طرف را فاسد و نابود كرده بودند ، اين آب قوى بوده و چهار ذرع از وسط سد و پل را يك جا خراب و معدوم كرده است .
عيب ديگر رود كارون اينست كه به اندك بارانى كه در فصل پائيز كه از اول ميزان در كوههاى بختيارى ببارد و بعضى اوقات در تابستان هم كه ييلاقات بختيارى باران مىبارد ، چنان سيل عظيم به رودخانه مىآيد كه در اين شعبهء شطيط ، چهار ذرع حجم آب زياد مىشود و آب به دهنهء طاقها مىرسد و جائى هم ندارد كه بتوان مجراى آب را به جهت پىريزى به آنطرف مايل كرد .
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص١٥٢