تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
هم دير مىرسيد ، جلودار را از طريق بختيارى فرستادم كه زود جواب بگيرد و مراجعت كند . فردا با وجود باران‌خوردگى و تربودن چادر و دستگاه ، از آنجا حركت كردم و به كوشك دزفول كه خودم تعمير كرده بودم وارد شدم . از دانيال كه در شهر شوش واقع است ، الى دزفول پنج فرسخ است . بعد از ورود جواب نوشتم كه ، افتتاح كارون با شرايط براى تجارت عموم دول ، خوب و اسباب آبادى و امنيت عربستان است ؛ ولى مشروط بر اين‌كه كشتىهاى آن‌ها حقى به دولت بدهند . دولت و تبعهء دولت هم بدون تحديد ، هرقدر بتوانند و بخواهند حق داشته باشند ؛ و منتهاى سير كشتىهاى دول خارجه ، تا زير سد شكستهء اهواز باشد . از بالاى سد الى شوشتر ، مخصوص كشتى دولت ايران باشد . از سد الى بالاى اهواز كه محل لنگرگاه كشتىهاى ايران است ، راه ترامواى مخصوص تبعهء ايران باشد كه بار را از كشتى زير سد بگيرند و به كشتى بالا حمل نمايند . كشتىهاى خارجه از محمره الى اهواز ، در جائى لنگر نيندازند و اسلحه بار نكنند . « دوجومه » كه يك نحو باركش است يدك نياورند . هرچه بنا براى تجارت و انبار بخواهند ، دولت يا تبعهء دولت بسازد و به آن‌ها كرايه بدهند . از وقت ورود به دهنهء رود تا اهواز و از اهواز الى دهنهء كارون كه مقابل سنگر مرحوم آقا جان خان شهيد است ، علم شير و خورشيد داشته باشند . هرجائى را كه دولت اسكله قرارداد ، بارها را در همان نقطه فرود بياورند و از همان جا حمل كنند . اگر در عرض طى مسافت ، از حركت كشتى آن‌ها به كشتىهاى عربى خسارت وارد آمد ، از عهده برآيند . بدون بليط حكومت محليهء اهواز و محمره ، احدى را حمل نكنند . از جنگل كنار كارون ، هيمه براى مدد و صرفهء ذغال به مصرف نرسانند و انبار ذغال جز در نقطهء محمره و اهواز ، در محل ديگر مطالبهء بنا ننمايند . اين شرايط را نوشتم و فرستادم ، ولى افسوس كه هيچ‌يك در موقع اجرا ، بلكه اظهار هم نيامد . در كوشك بودم كه ده نفر توپچى طرح اطريش كه خواسته بودم ، از طريق پشتكوه رسيد . ولى در يك منزلى ، يابوى راويهء آن‌ها را برده بودند . مأمور فرستادم و از جماعت دير كوند خواستم . سه روزه آوردند .

حركت به شوشتر

از آنجا بعد از بيست روز اقامت به طرف شوشتر حركت نمودم . در غياب من عبد الحسين خان اغلب بنائى را تمام كرده بود . بعد از ورود من ، حكم تعمير پل و ساختن بنا در محمره و اهواز رسيد . فورا عريضه‌اى نوشتم كه ، براى انجام خدمت حاضرم ؛ مشروط به اين‌كه يك نفر معمار امين از جانب دولت بيايد ، من پول را به او بدهم و اسباب كار را مهيا كنم و او مشغول بشود . بعد از جواب و سئوال زياد ، حاجى استاد على معمار را كه سمت بستگى به صدر اعظم داشت ، فرستادند . عمارت پل را از جملهء ممتنعات مىدانستم ، به چندين جهت ؛ يكى آن‌كه در زمان حيات فتحعلى شاه سد طرف بليتى خراب شده بود و چندين سال آن‌طرف شطيط خشك و باير افتاده و آفتاب گرم تابستان ساروج