تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
و آهك سد را فاسد كرده بود و به‌علاوه پارچه سنگ‌هاى بزرگ كه دو طرف پل و كف رودخانه را فرش كرده بودند ، به مرور برده و تلف كرده بودند .

جغرافياى شهر شوشتر

شوشتر به شكل جزيره‌اى است كه طول او هشت فرسخ تمام است و عرض به اختلاف . در نقطهء شمالى كه شهر شوشتر واقع شده است ، عرض اين جزيره تقريبا سه هزار ذرع است و همچنين در نقطهء جنوبى كه شهر بند ببرى قديم و قريهء بند قير حاليه است ، تقريبا پانصد ذرع است . در ساير نقاط ، فاصلهء بين البحرين به نيم فرسخ و يك فرسخ مىرسد . در نقطهء شمال ، آخرين محل قلعهء سلاسل است . رود كارون كه از كوه‌هاى بختيارى به جلگاى عربستان وارد مىشود ، در جنب گوتوند خالصه كه نقدا متصرفى بختيارى از زمان حكومت حشمت الدوله و ترقى حسين قلى خان شده است ، از دامن كوه در كنار رود يك شعبهء مسطحى تشكيل شده است كه مشتمل بر يازده قريه است و براى آنجا از رودخانه نهرى جدا كرده‌اند . اوايل در دو محل چاه زده بودند كه به وضع قنات ، آب به جلگا مىبردند . مرور ايام ، رودخانه را گود انداخته و هردو قنات باطل شده است . بعد به فاصلهء هزار ذرع زمين سنگى را انتخاب كرده و اين نهر را در آن زمين كه سنگ متحجر است ايجاد كرده‌اند . اين نهر نه قريه از اين جلگا را كاملا مشروب مىكند كه نقطهء شمال او قريهء تركانكى و جنوبى آن ده بزرگى است ، و اين جلگا موسوم به عقيلى است . بعد باز سلسله كوهى ما بين اين جلگا و شهر شوشتر ايجاد شده و از آنجا به قدر پانصد ذرع فاصله به شهر شوشتر كه جزيرهء واقعه در دامن اين كوه است مىرسد . آنجا تمام كارون دو شعبه مىشود و به زعم من دستى و مصنوعى است . يك شعبهء مشرقى شهر معروف به بليتى است و شعبه بزرگ كه دو ثلث آب از آنجا مىرود ، مسمى به شطيط است كه مصغر شط باشد . در زمان شاپور ذو الاكتاف در شطيط سدى بسته‌اند به طول چهارصد و چهل و پنج ذرع و عرض ده الى دوازده ذرع و به ارتفاع پنج ذرع براى آن‌كه آب بلند بايستد . نهرى از آنجا از زير سلاسل حفر كرده و به بلوك مياناب كه وسط اين جزيره است جارى كرده‌اند . بر روى اين سد ، پايهء پلى گذاشته و چشمهء پل بسيار خوبى ساخته‌اند . در دهنهء شعبهء بليتى ، يك سدى بوده است كه ثلث كارون را از آنجا مجرا قرار داده‌اند ؛ از سمت شرقى شوشتر مىگذرد و در آنجا چون زمين سنگ بوده است ، يك پلى از كف زمين رودخانه سد ديگر بسته‌اند تا محاذى كف زمين شهر - و به رودى كه به عرض پنج ذرع است - شكل پل ساخته‌اند . در محاذى مجراى آب در اين سد ، سه سوراخ قرار داده‌اند ، دو در كنار و يكى در وسط كه به سه قسمت متساوى آب اين شعبه از اين‌ها خارج مىشود . در زير مجراى دو سوراخ جنب سد و پل ، آسياهاى متعدد كه بيست و يك حجر است در دو طرف ساخته‌اند و محل آن‌ها را از سنگ بريده‌اند . آبى كه از آسياها مىريزد ، هرسه آب متصل مىشود و از شهر مىگذرد و در زير امامزادهء پائين شهر « 51 » ؛
هامش
( 51 ) - منظور امامزاده عبد الله است .