تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
به افتاده‌هاى عقب مانده آب رساندند و تا مردم را سيرآب كردند ، دو ساعت از روز گذشت و گرماى هوا به درجه‌اى رسيد كه ديگر از حيز تحرير خارج است . در اين بين ، مير عبد الله خان از خلف‌آباد جراحى با چهارصد سوار بسيار خوب رسيد . به اردوى غربيه وارد شديم . شكر حمد خداى را بجا آوردم . چادرها را كنار رودخانه زده بودند . آن سرباز و سوار سابق به واسطهء برهنگى و بىچادرى ، نتوانستند ملحق به اردو شوند .

ملاقات با مشايخ و سادات فلاحيه و شرايط صلح

مقارن غروب ، من جانب الله جميع سادات و مشايخ و ملاهاى فلاحيه به اردو آمدند و خبر آوردند كه ، شيخ عبد الله خائف است و اطمينان مىخواهد . خود آن‌ها هم رفتند در اصطبل من پناهنده شدند و شب چهاردهم ماندند . صبح چهاردهم خبر رسيد كه ، شيخ عبد الله بابلم از روى آب به كويت كه خاك عثمانى و آن طرف جنوب شط العرب است فرار كرده . حاجى امام قلى خان و آقا رضاى مستوفى را به اصطبل فرستادم و به حضرات پيغام كردم ، حالا كه شيخ عبد الله فرار كرده است به چند شرط از تقصير شما اغماض مىتوانم بكنم . اولا آنچه از اردوى سابق برده‌ايد ، عينا رد كنيد ، حتى يك زوج كفش و جوراب هم باشد . دوم سه هزار تومان جزاى نقدى بدهيد و در ظرف سه روز تحويل شود . سوم تمام مشايخ و رؤسا در جلوى شيخ جعفر خان جزله كنان با ساز و نقاره و كرنا او را داخل فلاحيه كنيد . چهارم نصف ماليات را هم در ظرف ده روز بپردازيد و نصف ديگر را چهل روز . من هم اين چهل روز را در غربيه اردو دارم . تمام شرايط را قبول كردند . روز پانزدهم ساز و سرناى عربى را حاضر كرده و شيخ المشايخ را به همان ترتيب بردند به فلاحيه . آقا رضاى مستوفى و حاجى حسن خان فراشباشى را براى تحويل دادن اسباب همراه بردند . در ظرف سه روز كه اسباب تحويل مىدادند ، جزاى نقدى را هم پرداختند . چيزى كه ممكن نشد رد كنند ، يك دانه گلولهء گرناد و يك نى پيچ قليان رمضان على خان و دو سردوشى سرهنگى او بود كه هرقدر تفحص كردند ، بدست نيفتاد . سيصد تومان هم غرامت آن‌ها را گرفتم .

هراس شيخ مزعل

روز پانزدهم از فاو تلگرافچى انگليسى به بوشهر خبر داده بود كه ، سيزدهم نظام السلطنه وارد فيليه « 47 » شده و ولايت را متصرف شد و شيخ ياغى فرار كرد و مشغول أخذ جريمه و ماليات است . لفظ فلاحيه را به غلط فيليه گفته بودند . مرحوم سعد الملك از اين خبر مضطرب و دلتنگ شده بود ، چون مقدمه نداشت كه شيخ مزعل ياغى باشد
هامش
( 47 ) - محل اقامت شيخ مزعل در كنار اروندرود .