تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
خان پسر حاجى امام قلى خان و سى نفر سوار بختيارى محض تهديد آن دو طايفه كه اصحاب شيخ عبد الله هستند ، لازم است ؛ ولى كار به نزاع و زدوخورد نمىكشد . من هم مأمور كردم ؛ ولى سپردم كه ، اگر ديديد مردم با شيخ عبد الله كليتا اتفاق دارند ، البته كار را به زدوخورد نكشيد و به من اطلاع بدهيد تا دستور العمل بنويسم . به رمضان - على خان سرهنگ اطمينان داشتم . او هم قبول كرد . آن‌ها را در ماه ذيحجه روانه كردم . حكومت حويزه را هم چون مولى مطلب در تهران از غارت و تعديات ابراهيم ميرزا احتشام السلطنه شاكى بود و مولى نصر الله خان هم اعتبارى نداشت ، به حبيب الله خان تفنگدار باشى خودم واگذاشتم كه معامله به جزو بكند و روانه كردم . چون در وقت آمدن از تهران ، شاه شهيد تأكيد كرده بود كه پل شوشتر را ببينم و از خرجى كه ابراهيم ميرزا احتشام السلطنه كرده است اطلاعى حاصل كنم و معجلا بنويسم كه قرارى در آن باب بگذارند ، محمد على بيگ درشكه‌چى را فرستادم كه ملاحظه كند تا شوشتر مىتوان با درشكه رفت . قرار كار دزفول را گذاشتم و عمل عنافجهء جمعى على غافل را دادم . بيست و دو روز تمام در آنجا بودم . به بازديد كوشك رفتم كه شايد منزلى بتوان كرد . طايفهء سگوند كه زمستان‌ها به آنجا مىآمدند و قشلاق مىكردند ، از عدم اقتدار حاكم ، سقف و در و پنجرهء آن را به كلى معدوم كرده بودند . حاجى اصغر سولوقانى نوكرم را گذاشتم مشغول تعمير شد . خودم روز و شب در چادر بودم . روزها از قوت و شدت گرما ، جميع اهل اردو و حتى عملجات خودم و ساعد السلطنه به كهف‌هاى كنار رودخانه پناه مىبردند . كسى كه براى خدمت من باقى بود ، حاج اسماعيل آبدار باشى و كاكا سعيد غلام خودم و سيد هادى آبدار بود كه به حالت هلاكت در آن آتش ، زير چادر اقامت مىكردند . براى راحت شب ، در وسط آب جائى كه بيم غرق نبود ، سكوئى بسته بودند كه خودم مىرفتم آنجا مىخوابيدم . ساعد السلطنه و ديگران هم براى خود هريك سكوئى بسته بودند . عبد الحسين خان همدانى را هم نايب الحكومهء شوشتر كردم و با محمد على بيگ فرستادم . ميرزا اسد الله خان پسر ميرزا سلطان محمد خان حاكم سابق شوشتر را - كه شرح حال و سلسله نسب او در حاشيه مذكور است و ميرزا محمد بنى عم او ضابط عقيلى - و ميرزا بزرگ خان مستوفى شوشتر را هم با عبد الحسين خان فرستادم .

عزيمت به شوشتر

محمد على بيگ مراجعت كرد و شرحى از استعداد شوشتر گفت . به علاوه مذكور داشت كه ، دزفول مقر و منزل حكومتى ندارد ، جز كوشك محمد على ميرزا كه به قدر يك ميدان از شهر خارج است . ولى قلعهء سلاسل اگر تعمير شود ، منزل حكومت بسيار خوبى است و در ميان شهر واقع است . من در باطن به خيال اقامت در شوشتر افتادم ، زيرا كه آنجا بالنسبه مركزيت دارد و به فلاحيه و جمعى مير عبد الله خان كه معروف به بندر است و به محمره و اهواز نزديكتر است . دزفول در ابتداى خاك عربستان واقع شده و از همه جا