امين السلطان تلگرافا به آباده تبريك به محمد حسن خان اخوى گفت .
حركت حسين قلى خان به سوى بختيارى
از قم شاه روز بيست و هفتم به طرف تهران مراجعت فرمود و ضياء الدوله به طرف لرستان رفت و من به طرف اصفهان . هشتم شعبان وارد اصفهان شديم . ظل السلطان به چاپارى بنان الملك ميرزا رضا عكاسباشى كه درجهء دوم وزارت را داشت ، از جلو براى پذيرائى فرستاده بود . از مورچهخورت تشريفات ورود مرا فراهم كرده بودند . در ميانهء مورچهخورت و جز ، يدك و كالسكه و غيره هم رسيد . با مستقبلين شب در جز در خانهء محمد رضا سلطان مانديم . فردا قبل از ناهار به خانهء بنان الملك وارد شديم . تا بيست و چهارم شعبان براى حمل اسلحه و قورخانه مانديم . رضا قلى خان و اسفنديار خان مرخصى حاصل كردند كه از جلو به چهار محال بروند و تهيهء كار خود را بكنند . خبر صحيح رسيد كه ، حاجى امام قلى خان پسرش لطفعلى خان را در گردنهء منار گذاشته كه ايل بختيارى را نگذارد به ييلاق بيايند « 41 » . من دستور العمل دادم كه ، چون ايلات امكان ندارد در اين فصل در گرمسير زيست كنند ، شما احتياطا برويد تهيهء سوار و جمعيتى بكنيد . از اصفهان تلگراف كردم كه ، سيصد نفر از سرباز چهار محال براى همراهى من لازم است ، زيرا كه فوج عبد الله خان ساعد السلطنه كه مأمور است ، مشكل است به من برسد . از قضا همانطور هم شد . همچنين سيصد نفر سوار دويرن كه مأمور عربستان است ، هنوز نرسيده بود . سيصد نفر به سركردگى رمضان على خان سرهنگ كه مرد رشيدى و محل اعتماد رضا قلى خان و اسفنديار خان بود ، از تهران اذن دادند همراه ببرم .
از شهر اصفهان بيست و ششم شعبان حركت كردم . منزل اول را در عزيزآباد بنان الملك دعوت كرده بود . از آنجا به سامان كه اول خاك چهارمحال است رفتيم . در اين منزل ناهار را در زير پل زمان خان خوردم . اين پل را كه زمان خان نامى در عهد صفويه بر روى زايندهرود بسته است ، از غرايب است . در جنب مجرا ، يك قطعه زمين سنگ بوده است . اول در روى او طاقى براى پل بنا كردهاند ، در نهايت استحكام . بعد از طاق و به مسافتى بالاتر از طاق ، زمين را به وسعت مجراى آب رودخانه كندهاند تا با كف رودخانه محاذى شده است . بعد از آن ، جلوى آب را از مجراى سابق بسته و آب را به مجراى محكم كه زير پل است انداختهاند و آن مجراى سابق را آنقدر خاك و سنگ و چوب ريختهاند كه به كلى آب طبعا ميل به آنجا نمىكند . از آنجا تا قريهء سامان دو فرسخ است .
هامش
( 41 ) - پس از كشته شدن حسين قلى خان ايلخانى بدست ظل السلطان ، كشمكش بين رؤساى ايل بختيارى ( حاجى امام قلى خان ايلخانى ، حسين قلى خان ايلخانى ، رضا قلى خان ايل بيگى ) درگرفت . پس از عزل ظل السلطان در 1305 قمرى ، سياست دولت در مورد ايل بختيارى تغيير يافته و مناصب ايلخانى و ايل بيگيگرى به شرحى كه حسين قلى خان اشاره نمودهاند ، تقسيم شد . معهذا اين كار نيز نتوانست به اختلاف ديرين اين ايل پايان بخشد و در طى ساليان بعد نيز اين كشمكش همچنان ادامه يافت .