اسفنديار خان « 40 » را دارم ، زيرا كه مطالب عمده به او راجع است . ساير حكام را راه مىاندازم و در اين ضمن كسب اطلاعاتى كه براى ساير ولايات لازم است ، از او مىكنم و بعد روانه مىشوم .
حكام ولايات را در يك روز خلعت دادند ، جز من و ضياء الدوله و محمد حسن خان برادرم . وقتى كه به حضور شاه رفتند ، با هم بوديم . شاه فرمود كه ، همه دستور العمل حكومت را بايد از نقشه حكومت خمسهء سعد الملك برداريد . امين حضرت برادر امين السلطان كه حاكم خمسه شده بود ، عرض كرد كه ، ما آن قدر در سايهء مبارك تربيت شدهايم كه محتاج به نقشه نيستيم . فرمودند ، فضولى مكن ! شما ده سال ديگر هم كه از روى نقشهء او حكومت كنيد ، باز ناقص هستيد . خلعت ضياء الدوله و محمد حسن خان را هم هريك ، يك سردارى شمسهء مرصع ، دو روز بعد دادند . محمد حسن خان به چاپارى رفت كه در عرض راه به صاحب ديوان برسد و قرار حساب و باقى او را بگذارد و با معتمد الدوله عمل او را بگذراند . خود معتمد الدوله و صاحب ديوان قبول تقديمى او را كرده بودند .
حسين قلى خان و ايل بختيارى
روز دوم ورود من ، اسفنديار خان را حاجى ميرزا حسن على پيشخدمت امين السلطان از اصفهان آورد . رضا قلى خان عموى كهتر او هم از چهار محال آمد . ايلخانى بختيارى حاجى امام قلى خان بود . محمد حسين شهاب السلطنه پسر او با ظل السلطان به تهران آمده بود . حكم شد رؤساى ولايات كه در منزل ظل السلطان هستند ، از آنجا خارج شوند .
شهاب السلطنه ابتدا ايستادگى كرد و وفا به خرج داد ، بعد خود ظل السلطان او را حكما خارج كرد . شاه و امين السلطان مردد بودند كه در باب ايل بختيارى چه كنند . احتياط داشتند كه مبادا حاجى امام قلى خان در بيرونها توليد فسادى كند . دو دفعه هم با تلگراف حاجى امام قلى خان را خواسته بودند . جواب عرض كرده بود كه ، من اگر بيايم ، موقع حركت ايل از عربستان است و اغتشاش كلى حاصل مىشود . نور چشمان رضا قلى و محمد حسين در تهران هستند . هر فرمايشى كه به آنها بشود ، اطاعت مىكنند و هرقرارى آنها بدهند ، من قبول دارم . احتياط دولت زيادتر شد . سليمان خان صاحب اختيار و مرا شاه خواست كه ، شماها از قانون ايليت بصيرت داريد . من عرض كردم ، چون آنها را جزء ادارهء من كردهايد ، راجع بفرمائيد خودم به قانون ايليت در ميان آنها قرارى مىگذارم كه براى دولت زحمت حاصل نشود . بعد رضا قلى خان و اسفنديار خان و شهاب السلطنه را به منزل خود بردم . بعد از گفتگوهاى زياد ، راضى شدم كه حاجى امام قلى خان ايلخانى و اسفنديار خان ايل بيگى و رضا قلى خان حاكم چهار محال باشند . در همان مجلس ، هر سه قرار دادند كه ترتيب امورات داخله را هم در حضور من و به اطلاع من بگذرانند .
هامش
( 40 ) - منظور اسفنديار خان صمصام السلطنه پسر حسين قلى خان ايلخانى است كه پس از كشته شدن پدرش بدست ظل السلطان ، در حبس ظل السلطان بسر مىبرد . پس از خلع ظل السلطان ، امين السلطان وى را به تهران احضار و به منصب ايل بيگى تعيين كرد .