تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
وقت آشنا گرديدم .

فضايل معتمد الدوله ثالث

از جمله اويس ميرزا معتمد الدوله ثانى و عبد الله ميرزا برادرش ( معتمد الدولهء ثالث ) معتمد الدولهء ثانى مرد باكمال و موقرى بود واقعا از حسن رفتار و كردار و افادهء علوم معموله وقت ايشان لذت مىبردم و همينطور معتمد الدولهء ثالث كه در علوم و فنون خارجه و داخله و علم عروض و تاريخ اطلاعات موثقى داشت و وحيد عصر خود بود ، چنان كه هيچيك از شاهزادگان قاجار را بدان فضل و دانش نديدم . از هرعلم و هنرى كه در حضور او صحبت مىشد افادات مىنمود . مثل اينكه سالها در آن علم تدريس نموده باشد . در سخنرانى و ادبيات فارسى اطلاعات وسيع داشت و در فلسفه و حكمت نايب مناب ارسطو و فارابى بود و در بازى شطرنج و نرد يد طولائى داشت . بسيار خوش‌منظر و خوش‌محضر بود ( به شرط آنكه مشروب استعمال ننموده باشد ) فقط عيبى كه داشت اصراف در كشيدن دخانيات و نوشيدن مشروب بود و قدرى هم روش افادهء شاهزادگى داشت و بعضى اوقات جلف مىشد . از او پسرى باقى است موسوم به معتمد الدوله رابع كه از فضايل پدر بىبهره نباشد .

صفات ابو النصر ميرزا ( حسام السلطنه )

اما خود شاهزاده ابو النصر ميرزا هنگام شباب از نظر حسن جمال نظير نداشت . بسيار خوش‌فطرت و درويش‌مسلك بود . فقط عيبى كه در وجودش بود طالب حكمرانى و فرمانروايى بود و چون تجربه‌اى در اين كار نيندوخته بود دارايى خود را در راه اين معامله بباخت و ولخرجى فراوان نمود و بالاخره با كمال فقر مرحوم گرديد . گويند عيال آن مرحوم كه صاحب كمالات بود و ابو النصر ميرزا در سفر مكه در زير ناودان طلا مناكحت او را از درگاه احديت خواستار شده بود و در فوت او بيمدخل نبوده است . بدين‌معنى كه زمان حيات او شاهزاده را مىرنجانيده و تقاضا - هاى فوق العاده مىنموده و پس از مرگ شوهر با احترام به سر نمىبرده . پسرش حسام السلطنهء ثالث با وجود حسن‌منظر بر خلاف مقام و لقب خود عمل مىنمايد و حال اينكه جوان خوش‌محاوره و مطلعى است .
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 263 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى