تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
خود مىباشد و هروقت به مجلس مبعوثان رود و نطقى در مساعدت دولت نمايد از طرف امپراطور يا دولت به انعامى معتنابه ممتاز و سرافراز گردد و آن مبلغ را براى آسايش آتيهء خود و اولادش به بانك سپرد و آن به آن و ساعت به ساعت به مكنتش افزوده گردد ، ولى من در سال براى همهء خدمات و به همه جهت فقط پنجهزار تومان بيش مواجب و مرسوم ندارم . در مقابل دوازده هزار تومان مخارج و بايد هفت هزار تومان بقيه را براى گذران معيشت از راه مشروع و يا دزدى تهيه نمايم . بيسمارك قلمش كه به روى كاغذ مىرود پانصد هزار سرنيزه در پشت سر حامى دارد و من بيچاره بايد با حرف و كلمات ملغلغه حفظ حيثيت دولت نمايم و ايجاد كاغذهاى بىمعنى رسمى كنم كه سر تا پا مملو از عبارات مبادى آداب و زايد بوده باشد و استشمام رد و يا قبول نشود . اما هيئت وزراى پروس تماما يك‌دل و يك عقيده و متفق و در خير و شر و هرگونه كارهاى دولت شريك و همه وطن‌پرست و ملت دوست و حافظ استقلال كشورشان هستند و اگر از يكى از وزرا در كار خود خطايى سرزند سايرين در اصلاح آن اشتباه و خطا كوشش دسته‌جمعى نمايند . مثل اينكه يك روح در چندين قالب باشند . ولى در مملكت عزيز ما هيچيك از اين اوصاف يافت نشود ، عموما بر ضد يكديگر كار كنند عقيده‌ها بسيار متفاوت و اصلا معنى استقلال مملكت ندانند ، حيثيت مملكت را به هيچ شمارند و همه زندگى خود را در حفظ جاه و مقام و مكنت و حظ نفس شخصى و استفاده به سر آرند و به‌جز اندوختن مال و شهوترانى و حب جاه آرزويى ندارند و هريك در جادهء مختلف مضر به حال مملكتدارى طى طريق و مشى نمايند . در اين موقع برخاست و در رختخواب نشست و گفت : حالا ترا به ايمانت قسم مىدهم انصاف بده من بزرگترم يا بيسمارك . در سى و دو سال وزارت خارجه من اينك در سن شصت سالگى عليل و پيرمرد نود ساله شده‌ام اندوخته و پس‌انداز و ثروتى بجز اين خانه و اثاث البيت مختصر كه لازمهء حفظ مقامم است چيزى در بساط ندارم . مىميرم و ورثهء من سائل خواهند گشت . و ملتى در ميان نيست كه مثل صدراعظم ايتاليا كه وقتى بمرد و دو دختر از او بماند چون براى جهيز خود اندوخته‌اى نداشتند ملت
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 261 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى