تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
بودم ، اين شخص عاليقدر در غياب من چندين طبيب بر سر او حاضر نموده و از كيسهء پرفتوت خود مبلغى حق القدم داده و ابدا به روى من نياورد تا اينكه من بعدا تلافى كردم و حق او را پس دادم . از كارهاى غريب‌تر او اين بود : مسيو كنسنو نام ايتاليايى كه از تجار معتبر بود و شعبهء تجارتخانه از خود در طهران داير نموده بود و در سبزه‌ميدان چند حجره داشت ، قبل از اين تجارتخانه پانايتى نام يونانى كه از طرف كمپانى رايلى انگليسى نماينده و امين بود و در طهران همين تجارتخانه را داشت چون متوقف و صرف نكرده بود منحل گشت و به جاى او كنسنو تجارتخانه باز نمود و پانايتى گماشته و كارمند او بود . شخص اخير چون در طهران فوت كرد از ايتاليا يك مأمور به جاى او فرستادند كه نامش مالتكا بود ، اين شخص بسيار آدم خوبى بود و با من مراوده داشت . چندى به درستى در طهران كار مىكرد . شخص ايتاليايى ديگرى به نام ژييوواتى كه از طبالان مستشار دولتى در طهران و مستخدم قشون گشته بود و مشق طبل مىداد و بسيار آدم كج‌خلق و بدحساب و عصبانى و حسودى بود از اينكه مالتكا مورد محبت و قبول عامه شده بود بر او سخت رشك مىبرد . روزى بر اثر اختلافى كه پيدا كرده بود غفلتا به خانهء مالتكا وارد شده وى را هدف گلولهء اسلحهء خود ساخت و بكشت ، در آن‌زمان دولت ايتاليا در طهران نمايندهء رسمى نداشت و سفارت فرانسه با داشتن نمايندگى اين قاتل طبالباشى و زن كثيفش را به ايتاليا فرستاد كه در آنجا محاكمه و مكافات دهند . تجارتخانهء كنسنو را تا وصول گماشته و كارمند ديگر توقيف نمودند . پنج شش ماه از اين فقره و قتل گذشت و گماشتهء جديد كنسنو از ايتاليا رسيد و دارايى ژييوواتى را تحويل او دادند . يك روزى در خانه نشسته و مشغول تحرير نوشتجاتى بودم خانه شاگرد آمد و گفت كه الياس بيك تقاضا دارد شما را ملاقات كند . او را به اطاق تحرير خود خواستم . آمد و بار سنگينى در دوش داشت . از محمولش سئوال نمودم ، ديدم چهار كيسه پول نقد بر زمين نهاده اظهار داشت : آقا من اين مبلغ تنخواه‌گردان را كه هشتصد تومان است به مسيو مالتكا مقروض هستم مدتيست كه منتظر بودم كه مطابق دفتر تجارتى آمده از من مطالبه نمايند . هشت ماه مىگذرد و كسى براى اخذ آن
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 249 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى