تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
درست كردم . ورثهء آذربايجانى چندان سخت‌گيرى نكردند . اما زن‌پدر و پسرش ميرزا على خان مرا به سختى انداختند و به قوهء مرحوم ميرزا سعيد خان وزير خارجه دو مقابل از من ارزش آن اراضى را پول گرفتند . با وجود اين هردم به درگاه احديت شكر مىكنم كه با سختگيريهاى آنها تمام خانه و اراضى باغ به من تعلق گرفت و امروز ذرعى پنج تومان هم نمىدهم .

ساختمان ساختن در خيابان شاه‌آباد

در اين اراضى كه متصل به باغ سپهسالار است و در قسمت شمالى خيابان شاه‌آباد فعلى واقع است به موازات و در همان زمان كه براى مرحوم قوام الدولهء ثانى در گوشهء لاله‌زار ساختمان ساختم براى خود چهار حياط دو عمارت اندرونى و دو عمارت بيرونى مجاور هم و مجزا و يك حمام بزرگ با دوشهاى عمومى و خصوصى كه از يك طرف در ورودش به خيابان شاه‌آباد جنب منزل مزين الدوله ميرزا على اكبر - خان همشاگردى سابقم و در ورود ديگرى به داخل حياط بيرونى غربى باز مىشد ساختم كه عمارات بيرونى و اندرونى شرقى متصل به خيابان سپهسالار را الساعه خودم مىنشينم .

وصف الياس بيك ارمنى

در همسايگى خانهء خود ، با شخص فوق العاده‌اى آشنا شدم . با اينكه عوام و مرد دهقانى بيش نيست اما از حيث اخلاق و درستى و امانت‌دارى نادر عصر خودش مىباشد . اين شخص همان الياس بيك ارمنى است كه تصور مىكنم در ايران تالى نداشته باشد . لازم مىشمارم كه چند فقره از افكار او را در اين دفتر بنگارم كه خواننده كسب اطلاع نمايد و بر اين مثال معتقد گردد كه گويند : « مردمان خداپرست و انسان در ميان عوام و اوباش هم يافت مىشود . » اولا اين مرد آن شب و آن‌روز مرا از لطمه خوردن به وسيلهء مزقانچىهاى نصرانى مست نجات داد . ثانيا طفلى از من در حوض افتاده و غرق شد در آن ايام من در مسافرت خارج