پطرزبورغ مقامات عاليه و امپراطور روسيه با ناصر الدين شاه جلسهء سرى داشتند و محبت بسيار كردند موجب ناراحتى انگليسها شده بود الله اعلم ) .
اوصاف ميرزا حسين خان صدراعظم
مرحوم حاجى ميرزا حسين خان صدراعظم مردى بود خيلى باهوش . مىخواست در ايران كارهاى خوب بكند و خودش را هم تالى و نظير مرحوم ميرزا تقى خان امير اتابك مىپنداشت و اگر چند خبط بزرگ نمىكرد و قبول عامه پيدا مىكرد يحتمل خود را بزرگتر از ميرزا تقى خان جلوه مىداد . اما افسوس كه بواسطهء آن اشتباهات و خبطهاى بزرگ نتوانست كارى براى پيشرفت مملكت بكند و خراب شد .
اولا بزرگان مملكت را بسيار خوار و ذليل مىكرد . ثانيا يك مرتبه قلم قطاعى به دست گرفت و روزى خيليها را قطع نمود . ثالثا جلوگيرى از وسعت صدر پادشاه نمود و باطن مردم را از پادشاه مأيوس نمود . رابعا خيلى خودخواه و متكبر بود و بجز خودش احدى را دولتخواه و شاهپرست در پيش پادشاه جلوه نمىداد و غرض شخصى و نفسانى مىراند .
با اينكه در سفر اول ناصر الدين شاه به فرنگ ملتزمين ركاب با سران دولت كه در طهران بودند عليه او مواضعه و توطئه نموده عليه صدراعظم متفق گشته ، كتابچه مهر كردند و ملتزمين ركاب نيز با يكديگر اتفاق نموده عليه او برخاستند و درب اندرون متحصن گشتند و او را معزول و به قزوين تبعيد كردند ، با وجود اين ناصر الدين شاه چندى كه گذشت متفقين ضد او را به بهانههاى گوناگون يكايك را معزول و منكوب داشت و دوباره ميرزا حسين خان صدراعظم را به طهران آورده سپهسالار اعظم نمود . ولى با وجود اين محبتها پس از پنج سال از وجود او به تنگ آمده او را معزول داشت .
در سال 1287 هجرى قمرى ( مطابق 1247 شمسى 1868 ميلادى ) حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار عريضهاى پس از معزولى به شاه نوشت و يكانيكان خدمات خود را به قلم آورد و از ميرزا سعيد خان بدى گفته بود . ناصر الدين شاه در جواب نوشته بود ميرزا سعيد خان با اينكه هيچوقت به اروپا نرفته و كسب معلومات جديده