تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
تفنگچيان‌شفتى ( شفت يكى از بلوك پنجگانهء طوالش است ) با پنجاه نفر ابو ابجمعى خود در اين منزلگاه در سر راه ايستاده بود و تفنگچيهاى خود را سان داده و مبلغى هم پيشكش تقديم نمود . پس از عبور از نقطه حضور شفتيها ، ناصر الدين شاه سرى از كالسكه بيرون آورده و امين حضور را احضار نمود و به او گفت : امين حضور تو غلام بچه‌باشى شاه مرحوم بودى آيا اين نعمت الله خان را شناختى ؟ عرض كرد خير قربان . شاه گفت اين همان قوشچى الله قلى خان ايلخانى است كه قرار بود در شكارگاه كند « 1 » همين كه نعمت الله طالشى قوش خود را پرواز مىدهد چند نفر از ملازمان ايلخانى تپانچه به شاه مرحوم خالى كنند و شاه را بكشند كه فورا ايلخانى به تخت سلطنت ايران جلوس كند . ما او را شناختيم و پنجاه تومان انعام داديم و پيشكشهاى او را هم به خودش بخشيديم . امين حضور شروع به دعا و ثنا به وجود شاه نمود .

حسينقلى خان برادر فتحعلى شاه

قضيه اينست كه الله قلى خان ايلخانى نوه حسينقلى خان برادر صلبى و تنى بابا خان جهانسوز فتحعلى شاه خاقان قاتل حقيقى صادق خان شقاقى بود كه آغا محمد خان سر سلسلهء قاجاريه هنگامى كه او را به نام وليعهد روانهء شيراز مىنمود به او گفته بود : « براى اينكه سلطنت ايران به تو برسد من شش برادر خود را كشتم اما پس از من اين برادر تو بر تو ياغى خواهد شد . من كشتن او را به تو واگذار مىكنم . » چنان كه پس از درگذشت آغا محمد خان برادر وليعهد حسينقلى خان بر او بشوريد و جمعى گرد او آمدند و هنگامى كه با او در جنگ و مصاف بود مادر فتحعلى شاه كه مادر حسينقلى خان هم بود نزد او رفته و براى جلوگيرى از نبرد ما بين دو برادر پستانهاى خود را درآورده بر سر دست گرفته به او خطاب نمود كه اگر با برادرت بجنگى شيرم را بر تو حلال نخواهم كرد و به غضب الهى گرفتار خواهى شد . حسينقلى خان از نفرين مادر ترسيده به ركاب فتحعلى شاه حاضر گشته ركابش
هامش
( 1 ) - ( - كن )