را بوسيده و سر تسليم و اطاعت پيش آورد و تا زمانيكه مادر آنها حيات داشت با حسينقلى خان مدارا و ملايمت مىنمود و پس از فوت مادر فتحعلى شاه چشمان برادر را از كاسه بيرون آورد و او را در قلعهء دز آشيب شميران محبوس كرد تا بالاخره بيچاره در آنجا جان داد .
الله قلى خان ايلخانى كه پسر حسينقلى خان ثانى و نوه حسينقلى خان اول بود مادرش عيال حاجى ميرزا آقاسى صدراعظم زمان محمد شاه و مسبب اصلى قتل قائم مقام بزرگ بود و شاه فقيد نسبت به صدراعظم اظهار ارادت مىنمود و در حقيقت جناب حاجى سلطنت مىكرد . الله قلى خان ايلخانى در آنزمان به هرچه ميل داشت عمل مىنمود و شاه و صدراعظم تحمل مىكردند .
از تمايلات ايلخانى مزبور يكى هم اين بود كه خود را بواسطهء نوهء حسينقلى خان اول بودن وارث تاج و تخت قاجاريه مىدانست و در صدد قتل محمد شاه برآمده بود و اينطور اسباب تهيه نموده بود كه موقعى كه شاه در شكارگاه است او را بكشد و خود بر تخت سلطنت جلوس نمايد و اين فكر خام را با اجراى قوش انداختن همين نعمت الله خان شفتى شروع نمايد كه ناصر الدين شاه او را بشناخت و انعام داد .
بههرحال امين حضور از انزلى مراجعت به طهران نمود و من در ركاب حضرت و الا بودم . تا وصول به پطرزبورغ اتفاق قابل ذكرى نيفتاد . مگر اينكه چند منزل بعد از حركت از بندر حاجى ترخان مرحوم ميرزا عبد الوهاب قزوينى كه برادر قرة العين معروف يعنى يكى از پيشوايان مقدسهء جماعت بابيان بود مجتهد كليهء مسافرين ملتزمين ركاب ناصر الدين شاه بود ، مرحومه انيس الدوله را به دار الخلافه رجعت داد و همراهى نمود .
ناصر الدين شاه در سن پطرزبورغ
در تمام شهرهاى روسيه مراسم پذيرايى از اعليحضرت و ملتزمين بطور كامل به عمل آمد . در ورود به پطرزبورغ اعليحضرت الكساندر امپراطور روسيه با شاهزادههاى درجهء اول در ( گار ) ايستگاه راهآهن شاه را پيشواز كردند و در پاله ديور « 1 » ( عمارت زمستانى ) منزل دادند و جمعى از ملتزمين بجز شاهزادگان بزرگ در مهمانخانهء عالى
هامش
( 1 ) -Palais D , hiver