تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
فرانسه كه نزديك عمارت سلطنتى بود منزل گرفتند و روز بعد امپراطور به عمارت پاله ديور منزلگاه شاه آمد و ديدن نمود . روز بعد ناصر الدين شاه به كاخ امپراطور به اتفاق شاهزادگان و وزرا رفت و بازديد نمود . در آن موقع پس از معرفى شاه به امپراطريس بعد ناصر الدين شاه يكايك ملتزمين ركاب را معرفى نمود كه اولين نفر شاهزاده حسام السلطنه بود كه پس از دست دادن با او الكساندر امپراطور روسيه شمشير مرصعى كه در كمر داشت باز كرده به دست خود به كمر حضرت و الا بست و تمجيد فراوان از جنگ‌آورى و شجاعت در فتح هرات نموده بود كرد و نشان درجهء يك مرصع به سينهء صدراعظم ميرزا حسين خان آويخت و همهء شاهزادگان و وزرا را مورد التفات قرار داد و هريك را به فراخور حال بنواخت . غالبا ناصر الدين شاه در مدت توقف در پطرزبورغ در فاميل و كاخ امپراطور شام و ناهار صرف مىكرد و اكثر شاهزاده‌ها را خانوادهء تزار جمعا يا انفرادا دعوت مىنمودند . ديگر واقعهء قابل ذكرى روى نداد . بعد از تقريبا ده روز توقف در پطرز - بورغ كاروان شاهى به طرف آلمان و فرانسه عزيمت نمود و امپراطور روسيه با همان تشريفات استقبال موكب ناصر الدين شاه را در گار راه‌آهن بدرقه نمودند .

ناصر الدين شاه در لندن

در آلمان و فرانسه بطور شايان پذيرايى نمودند . اما چندين خبط و اشتباه از طرف ناصر الدين شاه و صدراعظم و وزرا رخ داد كه فعلا بنده از قلم آوردن آنها معذور هستم . مقصد موكب پادشاهى لندن پايتخت انگليس بود كه بعد از ورود به لندن ظاهرا بواسطهء نقاهت اعليحضرت ملكهء انگليس ويكتوريا قدرى ناصر الدين شاه را دير پذيرفتند . اما باطنا موضوع چيز ديگرى بود ( اين هم از سياستهاى انگليسيهاست ) موضوع اين بود كه بواسطهء قتل سربازان فوج اصفهان كه دو روز قبل از حركت موكب همايونى از طهران اتفاق افتاد از پذيرفتن معظم اليه اكراه داشتند و آن پادشاه را بواسطهء آن قتل عام وحشى مىشمردند ( در صورتى كه خود انگليسيها و قشون آنها در همان زمان در هند استعمار زده قتل عام مىكردند ) . كه با هزاران اقدام و پلتيك مرحوم حاجى ميرزا حسين خان صدراعظم جلوگيرى شد والى اهالى و مقامات انگليسى در لندن خيلى ناراضى و كوك بودند . ( بلكه هم با اطلاع از اينكه در