تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
مرحوم ميرزا حسن خان منشى اسرار و بنده دعوت او را قبول نموده و بعد از نماز در آستانهء حضرت معصومه ( ع ) به هدايت پسر آن شخص به خانهء او رفتيم . معلوم شد نام اين شخص استاد حسن معمار است و در اين هنر و صنعت داراى علم طبيعى و خدادادى است ، چنان كه مشكلترين بناها را ترسيم و ساخته و در فن معمارى و مهندسى و ساختن پلهاى مختلف و مناره‌ها كه از دو طرف پلهء صعودى و نزولى باشد استاد زمان خودش است . آن شب هرقدر در اين فنون از او سئوال كرده و نقشه‌ها كشيدم اين شخص عامى با اندك تفكرى عملا جوابهاى صحيح داد كه من مبهوت ماندم . فرداى آن شب ما را به تماشاى كاروانسرايى كه از افكار خودش بود و ساخته بود برد . واقعا اسباب تعجب من شد كه خداوند چه هوش و كياستى به او داده است .

مسجد و عمارات سپهسالار

افسوسى كه هست اينست كه پس از مراجعت از قم مرحوم سپهسالار به خيال ساختن عمارات بهارستان و مسجد افتاد « 1 » و طراحى و ساختن آن بناها به من رجوع گشت و من همين استاد حسن را جهت همكارى از قم به طهران آوردم و مرحوم ميرزا حسن خان منشى اسرار هم همراهى نمود و شهريه و انعام دادند و ساختن اين بناها را از مسجد ناصرى ( سپهسالار ) و عمارات بهارستان به من و به او رجوع كردند و من مثل مهندس طراح فقط در ساختن آن بنا نظارت مىكردم . مرحوم آقا وجيه سپهسالار ثانى كه طرف توجه آن مرد بزرگ بود براى اينكه ده‌يك از معماران ديگر بخورد متأسفانه اين خدمت معمارى را از او سلب نمود و به معماران خود رجوع نمود و آن مرد معمار قمى ذو فن را از خدمت خارج نمود ، و من ماندم با يك مشت معماران مورد اعتماد او كه الحمد اللّه ساختمانها را به اتمام رسانديم . متأسفانه در ايران در هرزمان كارها بواسطه و به وسيلهء اشخاص نادان و منفعت پرست پيش رفته و مىرود و عموم اعمال مملكتى و شخصى به غلط مىگذرد و
هامش
( 1 ) - در سال 1293 هجرى قمرى مطابق 1253 شمسى ( 1874 ميلادى ) . مرحوم مهندس ميرزا مهدى خان شقاقى ( ممتحن الدوله ) آرشيتكت و طراح ساختمانهاى مجلس شوراى ملى و مسجد سپهسالار مرحوم مهندس ميرزا مهدى خان شقاقى ( ممتحن الدوله ) تيمسار سرلشكر حسن ارفع مرحوم ميرزا رضا خان ارفع ( ارفع الدوله )