از انعامات جزءبهجزء در بغل داشته باشم . اين كار براى من بد نبود چرا كه از انعامات برحسب دستور العملى كه به من داده بودند بايد دهيك يعنى ده تومان يك تومان كسر مىگذاشتم .
در اين منازل و توقفها از طهران الى رشت بيشتر شاهزادگان و وزرا غالبا در هرمنزل نزد حسام السلطنه و يا آقا على امين حضور بودند و نظر به اظهار مرحمتى كه در بين راه در سوارى از طرف اعليحضرت نسبت به آقا على امين حضور مىگشت عموما شبها ملتزمين ركاب به چادر امين حضور بيشتر مىآمدند و آن مرحوم هم بسيار مهماننواز و خراج بود . هرشب دوازده قاب شام در سر سفره داشت . گذشته از مشروبها و تنقلها . بساط مشهّى قبل از شام كه هميشه داير بود ، يكقدرى هم عليرغم حسادت حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم خوش بود كه ملتزمين ركاب به منزلش بيايند .
حضرت و الا حسام السلطنه هم به همين روش و عقيده شاهزادگان بزرگ در ركاب را به منزل خود جلب و دعوت مىكرد و در منزل صدراعظم با اينكه دستگاه عالى داشت به ندرت كسى از اطرافيان شاه ورود مىنمود .
اين بود كه به آقا على امين حضور پيغام داد كه در خاك ايران هرچه مىخواهى بكن اگر به خاك روسيه و اروپا رسيديم ، آنوقت بلايى به سرت بياورم كه مغضوب شاه گشته فرار نمايى . امين حضور كه مردى بسيار جبون و محتاط بود از اين پيغام به هراس افتاده واهمه كرد و هرقدر ناصر الدين شاه اصرار در ادامهء مسافرتش نمود تحاشى و استدعاى معافيت كرد و در كشتى خود را به مريضى و مردهبازى زده و عريضهء عاجزانه عرض كرد و صد امپريال به جعفر قلى خان غلام بچهباشى ( حاجى معين السلطان برادر مجد الدوله ) انعام داد كه عريضهء او را تقديم ناصر الدين شاه دارد و خودش هم درب اندرون يعنى درب چادر مرحوم انيس الدوله متحصن گرديد تا اينكه او را اجازهء مراجعت به طهران دادند و به طهران برگشت .
ليكن حسام السلطنه مرعوب گفتههاى صدراعظم نشد و در ركاب شاه باقيماند .
يكى از مذاكرات تاريخى كه از ناصر الدين شاه در مسافرت طهران به رشت شنيدم اين بود كه در منزلگاه لوشان در خاك گيلان و رشت نعمت الله خان نام سركردهء
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص٢٢٧