ليكن براى اعادهء ساعت و كيف و انگشتر به خانهء وزير فوائد عامه رفتم و شرح حال را گفتم و تمام اين اهانتها و سختگيريها و ستم كه بر من گذشته بود گلهاش را از ايشان نمودم . ظاهرا خيلى متألم و متأسف شد و همانشب مرا در خدمت خودش به خانهء علاء الدوله برد و مطالبهء اشياء غارتشدهء مرا نمود . تصور مىكنم يك ساعت طول نكشيده بود كه مأمور رفت و فراشان مذكور را حاضر نمود و كيف و پول مرا پس گرفته در حضور آقايان وزراء عظام به من تسليم نمود و مرحوم علاء الدولهء اميرنظام از من معذرت خواست كه به حكم ايشان اين بلايا بر من وارد آمده و مى - گفت اگر اطاعت امر قوام الدوله را نمىكردم يحتمل بلاياى بيشترى به سر من مىآورد . بايد از اين ميرزا تفرشيها ترسيد ! البته مستبدين خودخواه اينطور مردم هموطن خود را مرعوب مىكردند !
ملاقات با حسام السلطنه
از اتفاقات قابل ذكر آن سالها يكى هم اين بود كه در سال 1292 هجرى قمرى مطابق 1252 شمسى ( 1873 ميلادى ) كه ناصر الدين شاه حاضر سفر كردن به فرنگ و اروپا گرديد و غالب شاهزادگان بزرگ و وزرا در ركابش بودند ، روزى مرحوم حسينقلى خان نظام السلطنه كه به جاى ميرزا محمد حسين ناظم الملك پيشكار مرحوم سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه شده بود عبورا در كوچه مرا ملاقات نمود خواهش كرد كه به اتفاق ايشان به خدمت شاهزاده برويم . قبول كردم و همراه او به خانهء معظم اليه رفتيم .
حضرت و الا در حوضخانه جلوس نموده بود . پس از طى مراسم ادب و احترام نظام السلطنه معروض داشت ميرزا مهدى خان مهندس معمار و از تربيتشدگان فرنگ و زبان فرانسه را بسيار خوب و روان تكلم مىكند و در وزارت خارجه اول مترجم هستند . اگر مقرر شود كه در اين سفر مترجمى حضرت و الا به او رجوع شود بهتر از ساير مترجمين مىتواند از عهدهء خدمت برآيد .
حضرت و الا ازين معرفى بسيار خوشوقت گشته اظهار ملاطفت فرمود و سئوال نمود كه بنده چند سفر به فرنگ رفته و مدت تحصيلاتم چند سال طول كشيده است . در جواب به عرض رساندم كه هشت سال مدت تحصيل طول كشيده و سه سفر