وضع زندگانى جناب قائممقام يعنى ساعد الملك در سنپطرزبورغ در آن زمان اين بود كه مقدارى بهقدر آذوقهء سال برنج و روغن از گيلان وارد مىنمود و هرماه پنجاه يا شصت جوجه هم مىآوردند كه همهروزه آشپز سفارت يك جوجه در ناهار و يكى در شام درون بشقاب پلو براى ايشان بخصوص تهيه مىنمود و ساير اجزاء سفارت غذاى ايرانى و روسى مىخوردند . چند شبى كه بنده را در سفارت نگاه داشتند به ميل و سليقهء بنده ، مرحوم ناظم الدوله سفير عمل مىنمود و بايستى صورت اغذيه را اينجانب معين نمايم .
سفرهخانهء كاخ آرشيدوك نيكلا
اما فردا شب كه بر حسب دعوت گراند آرشيدوك نيكلا حاضر شدم ميز شام را بسيار مجلل ديدم . از جمله گذشته از اطعمه و اغذيهء لذيذ ، در آن هواى پطرزبورغ در سر ميز سفرهخانه بسيار باشكوه بود . اين را ديدم كه يك درخت سيب و يك درخت هلو عينا از وسط ميز بيرون آمده بودند كه هردو مملو از ميوه بودند . يك شاخه درخت رز ( مو ) كه به اصطلاح ما انگور باشد دورتادور ميز نصب شده مىگذشت و در مقابل هريك از جالسين يك خوشهء انگور آويزان بود كه مدعوين بعد از صرف غذا به اختيار خود يا از شاخهء انگور يا از درختهاى سيب يا هلو گرفته ميل نمايند .
واقعا اين طرز و وضع چيدن سفرهخانه را در شامهاى كاخ توالرى پاريس هنگام امپراتورى ناپلئون سوم كه دربار فرانسه با آن سليقه و جلال بود وقتى آنجا دعوت مىشدم نديدم .
ورود به حاج طرخان
بارى پس از يك هفته اقامت در پطرزبورغ به اتفاق رفقا يعنى همسفران به سوى ايران حركت كرديم . دو شب هم در مسقو مانديم و از طريق شهر بازار مكاره يعنى :
نيژنى نوگرود « 1 » در كشتى كه در رودخانهء ولگا رفتوآمد مىكند نشسته پس از هفت شبانهروز مسافرت در روى رودخانهء ولگا به شهر حاجى طرخان رسيديم .
هامش
( 1 ) -Nijni - Novgorodكه نام فعلى آن گوركىGorkiاست محل تولد نويسندهء مشهور روسى ماكسيم گوركى مىباشد ( ش ) .