تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
همين رفيق راه بار ديگر رقيب من گرديد و آن موقعى بود كه باديكسن صاحب و عيال و كلفت خوشگل و مقبولش همسفر راهى ايران شديم و دو روز در درياى شمال و شش روز در درياى بالتيك در كشتى بوديم . فرقى كه ما بين ما دو نفر بود اين بود كه آقا سيد محمد سيه‌چرده بانمك و بنده سفيدچهره بىنمك بودم . كلفت ديكسن صاحب هم او را بر من ترجيح مىداد و اضافه بر خوش‌منظرى سيد قدرى هم انگليسى مىدانست كه بنده هيچ نمىدانستم . اما من بيش از عون الملك طرف توجه خانم ديكس صاحب بودم . چرا كه خانم خيلى مايل بود كه فرانسه حرف بزند و هيچ فرانسه نمىدانست و سيد محمد هم كلية فرانسه بلد نبود . اما سركار خانم هم خيلى جدى بود و هيچوقت جرئت اظهار عشق براى بنده نسبت به ايشان نبود . با وجود اين خانم مصاحبت مرا از دست نمىداد و آقاى ديكسن صاحب هم نسبت به من حسادت نمىكرد . غالبا عيالش را با من تنها مىگذاشت و خود در بنادر و شهر - هاى سر راه در تفرج و سياحت و يا با آقا سيد در مباحثه و صحبت بود و ميدان براى بنده در خدمت خانم باز بود . اما جرئت اظهار عشق نبود .

ورود به سن پطرزبورغ

در مسافرت در درياها بسيار بسيار به ما بد گذشت ، چه مصادف با فصل كولاك و طوفانها بخصوص در درياى بالتيك بود . تا روزى كه به سن پطرزبورغ رسيديم و خلاص و راحت شديم . چند روزى همسفران ميل كردند در سن پطرزبورغ براى رفع خستگى بمانند و در مهمانخانهء فرانسه نزديك عمارت سلطنتى منزل كرديم .

ساعد الملك سفير ايران

در اين چند روز اقامت بنده در سن پطرزبورغ چند دفعه به سفارت ايران رفتم . مرحوم ميرزا عبد الرحيم خان ساعد الملك برادرزن حضرت ميرزا سعيد خان وزير در آنجا وزيرمختار بود . چون فصل تابستان بود سفارت در ييلاق پاولسكى منزل گرفته بود كه به فاصلهء يك ساعت از سن پطرزبورغ واقع شده و من براى ملاقات سفير بدين ييلاق كه در جنب عمارت آرشيدوك نيكلا « 1 » برادر الكساندر دوم امپراتور
هامش
( 1 ) -Archiduc Nicolasاين شاهزادهء روسى برادر الكساندر دوم امپراتور و تزار روسيه از 1855 تا 1881 ميلادى بود ( ش ) .