تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مدت كه مجلس در سكوت محض گرفتار بود . رئيس مجلس از جاى خود برخاسته چنين جواب گفت كه به عقيدهء ما انگليسها دولت انگليس اول دولت كرهء ارض است و اين‌چنين دولتى بايد داراى همه قسم شكوه و تجمل بوده باشد . وجود اعليحضرت ملكه نيز موجب شكوه اين‌چنين دولتى است و البته تجمل و شكوه خرجى دارد و بايد به ميل و رغبت متحمل مخارج بشويم ! جمعى بر اين نطق تحسين گفته دست زدند . جمعى هم قيافهء ناراضى و مخالف داشتند ! بلى در آن‌زمان تجرى و آزادى زبان در مجلس نمايندگان انگليس تا به اين حد بود كه ايراد بر وجود پادشاه خود مىگرفتند . اما افسوس ! آنها در چه حال و اهالى اين مملكت و اين ملت چندين هزار سالهء ايران در چه حال است ؟ جل الخالق . از اين قبيل حرفها بسيار شنيده‌ام . اما شرمم مىآيد به قلم آرم و خوانندگان اين سرگذشت را امروز به واسطهء فساد اخلاق مملكت و دولتيان حاضر شنيدن اين نوع اتفاقات و مباحث نمىبينم و از خداى يكتا و قادر متعال مىخواهم كه بسط و توسعهء معارف و تحصيل اجبارى زودتر در اين خاك و وطن عزيز به موقع اجرا گذاشته شود تا پنجاه و يا صد سال ديگر ما هم درك مقام متمدنين نماييم . ان شاء الله !

جشن عروسى در لندن

به‌هرحال در اين سفر لندن كه كمى هم طولانى شده بود دو شب به مهمانى عروسى دعوت شدم يكى به عروسى مستر ويكسن نام كه نايب سفارت انگليس در ايران بود و در سن چهل و پنج سالگى دختر بسيار مقبول هجده ساله به نكاح خود درآورده بود . اين دختر خواهر دكتر بيكر نام طبيب تلگرافخانهء انگليس در تهران بود و خانم بسيار طناز و خوش قد و قامت و خوش‌صورت بود و ديگرى عروسى مسيو نيكلا مترجم سفارت فرانسه در تهران ( اين شخص همان نويسندهء كتاب باب است كه دو جلد از آن كتابهايش را به من هديه نمود ) كه پيرمرد با زنى ميان‌سن از اهالى شامات عروسى كرد . مادر نيكلا مترجم سفارت ، به‌جاى پدر او تدوين‌كنندهء كتاب لغت فرانسه و فارسى كه از افكار و آرزوهاى پدرش بود به چاپ رسانده و منتشر