خواندن سرود مارسيز
بنده از اين تطير بد حاجى خان و گفتهء حافظ بسيار متغير شدم و شروع به خواندن مارش ملى مارسيز « 1 » به آواز بلند نمودم . ( مارسيز سرود ملى و آواز حزنانگيز فرانسويهاست كه در موقع مخاطرهء وطن خود خوانند و مردم و جماعت را تشويق به جنگ و مقابله نمايند ) . اين رفتار و حركات بىاختيارى بنده اسباب خندهء حاضرين گرديد و بالاجماع بنده را از اين گفتار منع نمودند . گفتند تو فرانسوى نيستى كه چنين به هيجان آمدهاى . بهتر اينكه غم وطن خود خورى . ( بلى اين طرز رفتار من در آن ايام مىرساند هرقسم كه اطفال را در سن كم و شباب در محيطى تربيتشده بزرگ شوند تا آخر عمر خصايص آن محيط اكتساب و داراى همان عقايد شده رفتار كنند . )
بنده در آنزمان دو سال يا سه سال بيشتر نبود كه از مدارس و تربيت فرانسه خارج گشته بودم و اخلاق و تربيت فرانسوى داشتم بدينجهت نتوانستم تطير بد حاجى خان را در حق فرانسويها روا دارم . چه خوب بود كه رؤساى مدارس ابتدايى و عالى مملكت عزيز ما ايران هم در اين صراط و بدينترتيب بچهها را تربيت نمايند و بدينوسيله پس از سى سال عمر مردم ايران يا يك قسمت عمدهء اهالى مملكت فطرة و باطنا وطنپرست مىگشتند و مام وطن را به مختصر وجهى نمىفروختند و بر معانى لغت وطن برخورده و معشوق اصلى خود قرار مىدادند و زندگى براى آزادى و افتخار وطن مىخواستند . و گفتهء شعراى ايران و نويسندگان و جرايد در حق و مورد آنها صدق نمىيافت . چنان كه در اين زمان شعراى معاصر ايران در حق ايرانيان و همشهريهاى خود سرودهاند ، و هو هذا . « 2 »
همه گويند مام ما وطن است * يكبهيك مام خويشتن . . .
آه از اين مردمان . . . * به شوهرش دادند . . .
هامش
( 1 ) -La Marseillaise( سرود ملى فرانسه كه توسط يك افسر مهندسى بهنام روژه دوليسل سروده و تنظيم شد در 1792 ميلادى . ( ش )
( 2 ) - زمان قرارداد معروف 1909 و 1917 ميلادى در رياست وزراء وثوق الدوله بوده است كه مثل هرايرانى ديگر مرحوم پدرم را متأثر كرده بود . ( ش )