تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خطآهن ندارد و رفقاى فرنگى به خيال فروش قرارنامه بوده‌اند . مجبورا قرارنامه را به خودم اعاده دادند . شرح مبسوطى جناب حاجى خان وزير مقيم به وزارت خارجه در درستكارى و جديت بنده و تقلبات و نيرنگ مسيو دولرمان و رفيقش مرقوم داشت كه پس از وصول به طهران تقديم مرحوم وزير شد و به عرض ناصر الدين شاه رسيد كه بسيار ناراحت و اوقاتش تلخ شد و دكتر طولوزان از حمايتهاى خود نسبت به آنها اظهار ندامت كرده منفعل گرديد .

سفر به پاريس

بنده به خيال اجراى نقشهء مسافرت خود كه از لندن به پاريس سفر كنم و كتابهاى خود را از جايى كه چند سال قبل امانت گذارده بودم گرفته به طرف ايران از راه اسلامبول مراجعت نمايم با جناب حاجى محسن خان مشورت [ كردم ] ولى ايشان رأى نمىداد چرا كه در همان سال جنگ فرانسه و پروس ( 1870 ميلادى ) در ميان بود چون ناپلئون سوم فرانسه كه در اول جنگ به‌شخصه فرماندهى و سردارى قشون و حمله به خاك آلمان و پروس داشت و فتح شهرى را نموده بود و اين خبر منتشر گشته و به هرطرف تلگراف شده بود و در وصول اين خبر به لندن و رسيدن صورت تلگراف به سفارت ايران در لندن بنده در خدمت حاجى خان در دفتر و كتابخانهء سفارت نشسته بودم ، جناب حاجى خان كه مثل بنده « فرانكوفيل » بود بسيار مشعوف گشتيم . ناگاه دست حاجى خان داخل كتب در قفسه گرديد و ديوان خواجه حافظ شيرازى بيرون كشيد و تفألى زد و بىاختيار كتاب عزيز را به كنار گذارده دست افسوس به يكديگر ماليد . بنده و ساير اجزاء سفارت كه حضور داشتند مثل آقا محمد سرتيپ و ميرزا محمد على خان مترجم و مرحوم ميرزا على برادر ميرزا آتش كه منشى سفارت بود همه به حال تحير و ناراحتى درآمديم و دليل تأسف حاجى خان را سئوال نموديم گفت خواجهء شيراز شكست فرانسويها را خبر داده اينست كه موجب اسف من شد .