بود از منزلم حركت داده با خود به سفارت آورده و در اطاق خواب خود تختخواب ديگرى براى خود حاضر كرده تختخواب خود را با منتهاى اصرار به من واگذار نمود و بعدها بنده در سفارت حكمران بودم و بطورى به كوچكى و خضوع و خشوع با من رفتار مىكرد كه اسباب حسد مرحوم محمد آقاى سرتيپ برادرش كه مستشار سفارت بود گشته بود . ديگر شبى نبود كه مرا راحت بگذارد و هرشب مرا به تماشاخانهها و قهوهخانه و رستورانهاى مخصوص كور ديپلوماتيك و كلوپهاى متنوعه مىبرد و پولها براى شادى و راحتى من خرج مىكرد . بطورى لطف و مرحمت مىنمود كه من از شدت تفريح و گشت و تماشا به تنگ آمده به زحمت شبى مىتوانستم استراحت كنم .
ترفيع حاجى محسن خان شارژ دافر سفارت لندن
خوشبختانه هنوز دو ماه نگذشته بود كه غلام چاپار وزارت خارجه از تهران رسيد و حضرت وزير ميرزا سعيد خان ، فرمان وزير مقيمى حاجى خان را با يك كاغذ دلجويى مفصلى به خط خودشان در جوف پاكتى به عنوان بنده فرستاده بود كه با حضور مرحوم حاجى خان باز نموده و خود او قرائت كرد .
ديگر نمىتوانم خوشحالى او را توصيف نموده به قلم آرم . اقلا آنروز صد بار مرا در آغوش گرفته بوسيد و تشكر كرد و با كمال دستتنگى كه داشتند يكصد پاند با يك ساعت « مكب » طلا براى خودم و يك ساعت طلا براى عيالم و يك انگشترى الماس برليان كه آنها هم كمتر از صد ليره ارزش نداشت با هزار اصرار به من هديه نمود و ديگر سوغاتها براى خانهام از اطلس و پارچههاى ابريشمى بسيار زيبا خريدارى و براى من بستهبندى نمودند .
نتيجهء مأموريت به لندن
اما مسألهء قرارنامهء راهآهن طهران به قم : پس از تحقيقات مفصل و مذاكرات حضورى معلوم شد كه رفقاى فرانسوى اصلا از طرف كمپانى براسه ابدا مأموريتى نداشتهاند و كمپانى براسه هم زير بار امضاى قرارنامه و كشيدن خطآهن نرفت و اظهار نمودند اين كمپانى يك كمپانى و كارخانهء ماهوتفروشى بوده و ابدا اطلاعاتى در كشيدن