ديوانى در حقش برقرار بود داخل خدمت مسيو شانو آن تاجر فرانسوى كه در كاروانسراى حاجب الدوله اطاق تجارت چينىفروشى داشت وارد گشته و عيالش را هم به خانهء ارباب برده بود .
موضوع به حضرت وزير عرض شده بود . هرقدر آقاى محمد را نصيحت فرموده بود كه از خدمت آن تاجر فرانسوى خارج شود قبول نكرد و مرحوم وزير خشم نموده عصبانى گرديد و دستور داد مواجب او را مقطوع و خودش را از نوكرى ديوان اخراج نمودند و اين فقره را به جناب حاجى خان نوشته بود و حاجى - خان بر حضرت وزير خارجه ياغى شده بود . اين بود كه در حضور من نسبت به وزير خارجه زباندرازى مىكرد .
جناب حاجى خان يك ماه مرا در لندن معطل كرد و ابدا اقدامى در احراى امر وزير ننمود . تا اينكه غلام چاپار وزارتخارجه از طريق اسلامبول و پاريس به لندن آمد :
در آنزمان چون پست داير نبود هرماه يك غلام چاپار از وزارتخارجه به اروپا مىآمد و كاغذهاى وزارتخانه را به سفراى اروپا مىرساند و از طريق پطرز - بورغ به ايران مراجعت مىنمودند . بنده هم بايستى در جواب امر وزير كه سئوال از پيشرفت مأموريت بنده شده بود راپرتى معروض دارم . لابد مشروحهاى به حضور آن مرحوم بطور راپورت معروض داشت و شروع مطلب را از دلتنگى جناب حاجى خان از وجود مقدس نموده بود كه جناب حاجى خان شارژ دافر از دست - پروردگار آن حضرت و با وجود ارادت و بندگى و بستگى كه حاجى خان بدان وجود مقدس محترم دارد نبايستى مواجب عموزاده و اخ الزوج ايشان مقطوع گردد .
بهتر اينكه براى تشويق حاجى خان به ارادت صميمانه به آن وجود مقدس مواجب محمد آقا به او اعاده شود و براى مزيد تشكرات مشار اليه يك رتبه بر مقام نوكرى ايشان افزوده گردد و از شارژ دافرى به ترفيع رتبه وزير مقيمى سرافراز آيد و در آن راپورت خيلى تشكر از سلوك حاجى خان نسبت به خود نموده و پاكت خود را بسته سرش را چند جا لاك و مهر كرده تسليم غلام چاپار نمودم .
جناب حاجى خان كه جواب تحريرات وزارت خارجه را نوشته به غلام داده بود سؤال كرده بود كه آيا ميرزا مهدى خان هم جواب و راپورت به وزارت خارجه
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى
ص١٨٢