تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
عموم دواير ضرابخانه‌هاى ولايات ، حكومت رشت ( يعنى گيلان ) ، حكومت يزد و مدتى حكومت فارس و غيره و غيره تماما در تحت رياست و حكومت مستقلهء ايشان بود . على الخصوص خريدهاى همايونى ، بناييها ، قناتها ، فخارخانه‌ها . در حقيقت دو ثلث كارهاى بىمسئوليت و پرمنفعت راجع به ايشان بود و چيزى كه اسباب پيشرفت مقاصد ايشان بود بخصوص رشتهء عملهء طرب و تهيهء متعه‌ها و صيغه‌هاى اعليحضرت كه اختصاصا به عيال ايشان مربوط مىشد .

دارائى دوستعلى خان

مكنت ايشان به‌جايى رسيده بود كه در سال سى و دوهزار خروار گندم ضبط انبار - هاى ايشان مىگرديد كه تمام اين غله از املاك حول‌وحوش طهران دريافت مىشد و از حيث تجمل قريب سيصد اطاق در خانه‌هاى ايشان مملو از قالى و قاليچه بود كه روى هم فرش گشته . در بعضى اطاقها دو يا سه دست فرش روى هم مفروش گشته بود . انبارهاى چينىخانه از چينيهاى قديم و جديد . اطاقهاى بلورخانهء متعدد و در تمام اين اطاقها چندين ساعت قيمتى و اسباب چراغ و غيره و هم انبارهايى از آهن - آلات فرنگى از قبيل بخاريهاى سنگ و مرمر و چدن و برنج و مطلا و برنز و در تمام اتاقها چهل‌چراغها و جارهاى بلور و آينه‌هاى بزرگ بدن‌نما و در بعضى اطاقها و انبارها صندوقهاى امتعهء اروپايى تا به سقف در روى هم چيده شده بود . چنان كه تا بيست سال بعد از فوت دوستعلى خان معير الممالك نظر به لطفى كه پسرش دوست محمد خان معير الممالك به من داشت و گاهى در امر بنايى و طرح ساختمان جديد با من مذاكره و شور مىنمود ، گاه‌گاهى كه به اتفاق ايشان داخل اطاقها و انبارها از هرقبيل مىشدم ، تعجب مىكردم كه آنقدر بلورآلات و فرش و اثاث - البيت و چينى و مسينه‌آلات براى چه منظور بوده است كه پدرش انبار كرده بود . و اما جواهرات يك فقره كه خود حاضر و به رأى العين ديدم اين بود كه با كمپانى رمن تاجر سويسى كه خريدهاى فرنگ به‌توسط او انجام مىشد مذاكره و چندين هزار تومان معامله نقد نمود . پس از مرگ معير بزرگ سى و پنج هزار تومان ادعا طلب بر دوست محمد -