بالاخره مرحوم وزير با حضور حكيمباشى طولوزان « 1 » يك صورت كنسسيون مرقوم داشتند و بنده آن را ترجمه نمودم و با خطى خوب به فارسى و فرانسه نوشته شد و به توشيح شاه و امضاى وزير خارجه به اسم كمپانى براسه « 2 » امضاء فرمودند .
ليكن مصلحت ندانستند كه اين سند ( قرارداد ) به دست حضرات داده شود و هرقدر هم اعليحضرت امر صريح صادر فرمودند وزير قبول نكرد .
مأموريت لندن جهت مبادلهء اولين قرارداد راهآهن در ايران
بالاخره قرار بر اين شد كه اين سند را وزارت خارجه بدين بنده بدهد با مخارج راه ، بروم به لندن و در آنجا با كمپانى براسه مبادله نمايم و قطع شد ششصد تومان مخارج سفر براى بنده برات صادر شود و از طرف وزارت خارجه فشار به خزانه آمد كه اين پول به فوريت به بنده داده شود .
رقعهاى از طرف حضرت وزير بهعنوان دوستعلى خان معير الممالك در توصيهء اداى اين ششصد تومان بهفوريت نوشته شد و به بنده دادند كه معزى اليه را ملاقات نموده و وجه دريافت نمايد كه فرداى آنروز به چاپارى در معيت مسيو دولرمان « 3 » و رفيقش مسيو گوتيه « 4 » به رشت عزيمت و از آنجا به لندن برويم .
دوستعلى خان معير الممالك
اولا بايد شرحى در حق شخص دوستعلى خان معير الممالك بيان كنم كه كى بود و چه نفوذى خود و عيالش در مزاج ناصر الدين شاه داشتند و داراى چه مكنتى بودند .
مرحوم معير الممالك دوستعلى خان ، پدرش نيز زمان محمد شاه به منصب معيرى يعنى خزانهدارى رسيده بود و بعد خان معير بعلاوه منصب خزانهدارى غالب رشتههاى خدمات دربارى از قبيل : دايره فيلخانه ، زنبوركخانه ، عملهء طرب ، بيوتات سلطنتى ، حوالجات ديوانى ، مهردارى ، عملهء ركيبخانه ( لغت ركيب خوانده نشد ) سرايدارخانه ، عملهجات اندرونها ، صندوقخانه يعنى جواهرات سلطنتى ، تفنگدارها ،
هامش
( 1 ) -Docteur Tolousan( 2 ) -Lacompagnie Brassay( 3 ) -Monsieur Delermann( 4 ) -Monsieur Gothier