تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
طهران و به خدمت عروس خانم آوردم .

گلين خانم و پس‌انداز

گلين خانم هم چند تومانى از بابت پنجاه تومان كه برايش از رشت فرستاده بودم پس‌انداز نموده مقدارى اثاث البيت اضافه نموده بود و هنوز يك ماه از مراجعت سفر ايتاليا نگذشته بود كه بالاخانهء اطاق چهارمين كه در كرايه بود و مستأجر داشت ، گلين خانم عذر مستأجر را خواسته خود يك دست فرش و قالى و مبل براى آنجا ابتياع داشت و در حقيقت همان بالاخانه كه راهش از دالان خانه بود بيرونى بنده شده بود و چون نمىتوانستم از صحن خانه دست و پاى اطاق نوكر و قهوه‌خانه نمايم از فضا و هواى كوچه استفاده كرده جاى نوكر را در بالاخانه ساختم . فقط يك اطاق در دست پدر و مادر عروس خانم زنم بود و ساير يوردها ( اطاقها ) در تصرف ما و تماما مفروش قالى و مملو از اسباب خانه و بلورها و سماورهاى متعدد و قاليچه‌ها و غيره شد .

نمايندگان كارخانهء ماهوت فرانسوى داوطلب كشيدن خطآهن تهران - قم

دو ماهى كه از مسافرت بنده به ايتاليا گذشت دو نفر فرانسوى يكى به‌نام گوتيه و ديگرى به‌نام مسيو دولرمان كه از نتايج خانواده‌هاى بزرگ اشرافى فرانسه بود و اين دو نفر براى تجسس مشترى براى فروش ماهوت پارچه‌هاى ساخت فرانسه به طهران آمده بودند و چون مشترى پيدا نكرده بودند و مرحوم حكيم‌باشى طولوزان فرانسوى كه از تاريخ اجداد دولرمان خبر داشت از او خدمت شاه حمايت مى - نمود ، مدعى گشتند يعنى اين مسافرين جديد الورود اظهار داشتند كه ما مىتوانيم كمپانى خود را وادار كنيم كه راه‌آهن طهران به قم را بكشد . اگر دولت به ما كميسيون و كنسسيون « 1 » بدهد ما راه‌آهن را خواهيم كشيد و حكيم‌باشى طولوزان همه‌روزه سماجت و محصلى مىنمود . و از طرفى دستخطها و ابلاغها صادر مى - گشت .
هامش
( 1 ) -la concession - la commission