تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

فصل پنجم مأموريت ايتاليا براى خريد تخم ابريشم

هنوز تابستان به آخر نرسيده بود كه راپورتهاى متعدد از قاسم خان والى كه حكمران گيلان بود به حضور شاه و وزارت خارجه مىرسيد كه تخم كرم ابريشم در گيلان فاسد گشته است و اگر تخم ابريشم از خارج به گيلان نيايد كلية اين تجارت ايران به‌هم خورده و مختل شده ، مبالغ كثيرى ضرر ديوانى در آن متصور است و حتما بايد مأمورى به ايتاليا برود و بهترين تخم ابريشمها كه در ايتاليا مىباشد به طهران و گيلان حمل شود و دستخطهاى متواتر به عهده و به‌عنوان وزير خارجه صادر مىشد كه حتما مأمورى براى خريد تخم ابريشم گسيل دارند و اين مأموريت را حضرت وزير به اسم من تفأل زده نامزد نموده بودند و بسيار خوب هم استخاره آمده بود . ( خدايا وضعيت دولت و مملكت و تجارت كارش به استخاره كشيده بود و اصلا فكر اينكه اين مأمور بايد متخصص باشد نه يك مهندس آرشيتكت معمار ، واقعا كمال تأسف بود ! ) و تأمل ايشان براى تهيهء يك مترجم امين بود و اتفاقا مسيو ژرمى نام از ارامنهء اورميه به وزارت خارجه براى دخول به خدمت آمده بود و به توسط من به حضرت وزير معرفى شد و معظم اليه فرمودند ، اگرچه نصرانى است اما چون بايد تو به زودى به مأموريت به روى به‌جاى تو او را قبول مىكنم و يك روز از اين ميان نگذشت كه احكام مفوضه و فرمان مصوبه به اسم بنده نوشته شد و سه هزار تومان اشرفى طلا حواله حكومت گيلان نمودند كه به بنده برسد و پرداخت كنند . چه بابت تخم كرم
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 165 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى