تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
عالمى نيست بجز دوست همه عالم اوست * نتوان گفت به عالم كه همه عالم از اوست
اگر كسى به ديدهء حق‌بين در اين اشعار نگرد قدر و منزلت مرشد مرا خواهد دانست . مكررا از ايشان استدعا كردم كه به من وردى آموزد كه موجب گشايش امورم گردد . جواب مىفرمود : جان برادر اوراد اساس درويشى نيست . عقايد فقر و عرفان تاريخش بسيار قديمى است و در اسلام سرسلسله و مرشد كل وجود مقدس حضرت ختمىمرتبت سلام الله عليه و پس از ايشان حضرت مولى وصى نبى و ولى حق جل جلاله است . هيچ ذكرى بالاتر و عالىتر از جادهء شريعت نباشد . ذكر همان بود كه به شما آموختم . صوم و صلوة و غافل نگشتن از ذكر خالق و حاضر و ناظر دانستن واجب الوجود در تمام مواقع . درويشى يعنى عقد اتحاد بستن و مساوات و مواسات با نوع بشر . درويشى يعنى دستگيرى و خدمت به نوع . درويشى يعنى دورى از كينه و عداوت . درويشى يعنى سر تسليم داشتن به عموم مصائب . يك كلمه درويشى يعنى مسلمانى زمان سعادت . عجالتا شما همان رويه شرع شريف محمدى سلام الله - عليه را با قلب پاك پيش گيريد . مولا در هرحال شما را كمك خواهد كرد و اگر يك - وقتى سختى بزرگى بر تو روى داد دو ركعت نماز به نيت ايمن ماندن از شر شروران بجاىآور . يقينا دست قدرت الهى به تو كمك خواهد كرد . درويش تن‌پرور و رشته در كمر و كلتاج در سر داشتن روى پوست نشستن و تسبيح هزار دانه به هيكل انداختن و به انتظار وصول روزى از طرف ديگرى نبايد باشد . درويش بايد بشخصه در تهيهء روزى برآيد و به عرق جبين و كد يمين مال و معاش پيدا كند . چنان كه حضرت مولا عمل مىفرمود . آب‌كشى براى يهودى فرمود و گذران براى حضرت فاطمه عليه السلام تحصيل مىنمود . به‌هرحال چون اصرار مىكنيد روزى شصت مرتبه « يا موجود » بعد از نماز صبح بگو . اينست ورد شما . بنده از اين ورد چندان دلخوش نگشتم . چرا كه در بازار تهران دو نفر گداى