تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بدوا تمام بالاخانه‌ها و اطاقهاى كاروانسرا را به دقت گشتيم . آثارى نيافتيم و حاضر گشتيم داخل طويله‌هاى تحتانى بشويم . آن گماشتهء مرحوم ساعد الملك آدم پخته و دنياديده‌اى بود . نقشهء ورود به طويله‌ها را چنين كشيد كه چون طويله‌ها در زير اطاقهاى كاروانسرا ساخته گشته از سه راه به آنها داخل شوند : يكى از وسط حياط ، يكى در طرف مدخل و سومى از طرف شمال . خوب است ما چهار نفر يكى اسلحه به دست از درب جنوب داخل طويله شده به طرف شمال طويله با كمال تأنى حركت نمايد و ديگرى از درب شمال داخل شده به طرف جنوب حركت كند و دو نفر از درب وسط حياط و اين دو نفر نيز اسلحه به دست يكى به طرف شمال و ديگرى به طرف جنوب حركت نمايد و هر چهار نفر يكديگر را به صداى بلند آواز دهند و روبروى يكديگر حركت كنند و چشم از آخرها جنبين نپوشند و به دقت نظر كنند و اگر سياهى ببينند فورا هدف گلوله قرار دهند و به همين دستور وارد گشتيم . اتفاقا در طرف شمال طويله رندى خزيده بود و هدف گلولهء طپانچهء عباسقلى - خان اعتماد نظام گرديد . زخمى نشد ليكن به عجز پيش‌آمد اظهار نمود ، مرا نكشيد . من رفقاى خود را به شما ارائه مىدهم . ما سه نفريم و مدتيست در اين كاروانسرا منزل داريم . از صداى طپانچهء عباسقلى خان همه دور او گرد آمديم و جن اولى را گرفتيم و دستهايش را از كتف بستيم و او را به حياط طويله آورديم و او دو نفر ديگر رفقاى خود را آواز داد و محل اختفاى آنها را به ما نشان داد . گماشتهء ساعد الملك را فرستاديم يكان‌يكان آنها را دست‌بسته پيش ما آورد و مقدارى اشياء و اثاثيه دزدى را پيش ما آوردند و آن‌وقت باز متحير مانديم كه با سارقين و اشياء مسروقه چه بكنيم . به راهنمايى سوارهاى ساعد الملك ، سارقين و اشياء مسروقه را پيش حاكم قزوين فرستاديم كه صاحبان آنها را پيدا كرده مسترد دارد . ديگر خدا داناست كه به وظيفهء خود عمل كردند يا خير ؟ عباسقلى خان اعتماد نظام از قزوين كاغذى به برادر خود مرتضى خان سرهنگ تلگرافخانه نوشته و از ورود ماها خبر داده و مخصوصا به او نوشته بود كه به خانوادهء هريك از ما ورود ما را اطلاع دهد . قبل از ظهر روز بعد كه ( فورگن ) كالسكهء ما در امامزاده حسن ايستاد جمعيتى را در آنجا ديديم كه جوخه‌جوخه با