باشى بخشيده شد . چه شد خيابان چهارباغ آن گلكاريها . آن بانگهاى نچين ! نچين ؟
بله بچهء باغبانها كه در بالاخانههاى مشرف به خيابان نشسته و به لحنهاى خوش مردم را از چيدن گل منع مىنمودند . داستان طراحى و گلكارى خيابان چهارباغ را رجوع به سياحتنامه شاردن « 1 » فرانسوى مىنمايم .
جمعى را عقيده بر اينست كه طراحى خيابان شامپ اليزه « 2 » معروف در پاريس كه محل سير و تماشا و گردشگاه عمومى است از روى طرح چهارباغ اصفهان ساخته گشته است . قارئين محترم كه در خيابان شامپ اليزه گردش كردهاند و يا سياحت نامهء شاردن را به اصفهان هنگام سلطنت سلاطين صفويه مطالعه فرمودهاند مقايسه با حال حاليهء خيابان چهارباغ اصفهان فرمايند .
نظر باينكه ايرانيان از چندين هزار سال قبل تاكنون سلاطين تاجدار خود را منزلت پيغمبرى و رسالت مىدادهاند و شاهپرستى را از اركان دين مىدانستهاند ، مرا نبايد اينطور بدانند كه نسبت به شاهنشاهى ايران اطالهء لسان نمايم . فقط بطور نصيحت به عموم سلاطين وطن خود كه مقام « اولى الامر منكم » را دارا مىباشند و بخصوص به عموم شاهزادگان و نتايج و خانوادههاى كهن وابسته نصيحت مىكنم كه بجز همكفو خود و همكفو فاميلشان با خانوادههاى پست نوظهور تازه به دوران و تازه به عرصه رسيده و دهقانزادگان عقد مزاوجت نبندند ، تا اولاد و نتايج آنها داراى صفات شاهزادگى و بزرگى و نجابت گردند . چنان كه فردوسى عليه الرحمه در حق اين موضوع اين شعر را گفته :
اگر مادر شاه بانو بدى * مرا سيم و زر تا به زانو بدى
مقصود اينكه به كارهاى كثيف و رذالت و خراب كردن ابنيهء تاريخى كه سند قدمت و هنر يك كشور باستانى است اقدام نمىنمودى .
بلى راست است كه اسكندر مقدونى عمارات زيباى تختجمشيد كيانى را در استخر آتش زد . اما اين رذالت و خرابكارى و انتقام به تلافى آتشزدنهاى سلاطين كيانى معابد آنها در شهر آتن پايتخت يونان بود . يا فلان نادان به قرار معروف
هامش
( 1 ) -Jean Chardinسياح معروف فرانسوى مؤلف سفرى به ايران و هند .
( 2 ) -Avenue Champs - Elyseesاين خيابان در پاريس در حقيقت از 1818 ميلادى به طرز جديد كنونى درست شده قبلا اينطور نبوده . ( ح . ش . )