تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ميرزا آقا خان برادر امى خود را موقتا در تفليس به عنوان كفالت منصوب نمود ، بنده بر اين شخص وارد گشتم . اشهد باللّه در مدتى كه در تفليس به عنوان مهمان بودم ، چه قبل و چه بعد از ورود رفقا ، منتهاى مهمان‌نوازى را در حق من نظر به دوستى و ارادتى كه به پدرم داشت به‌جاى آورد . و از رفقا نيز پذيراييها نمود . غالب روزها مرا و بعد همهء ما را به گردشگاههاى تفليس مىبرد و تماشا مىداد . ناهار در باغ شيخ صفا يا باغ شيخ الاسلام به ما داده و اغلب تجار را ترغيب بر پذيرايى از ما مىنمود . خيلىخيلى مهربانى كرد . از اشخاص مشهورى كه در تفليس ملاقات كردم ، مرحوم ميرزا فتحعلى آقا آخونداف بود كه مرد بسيار جليل القدر و فاضلى بود و ماها را از صحبتها و مذاكرات علمى خود مستفيض و محظوظ مىداشت و ديگرى مرحوم ميرزا كاظم بيك صاحب تفسير بود كه از مرتاضين و شاگردان حضرت شيخ مرتضى انصارى طاب ثراه و صاحب فتوى بودند و همين دانشمند اخير قوانين اسلامى را به زبان روسى ترجمه كرده بود كه در ديوانخانهء قفقازيه مسلمانها را مطابق آن قوانين محاكمه مىنمودند و گويا بازهم به همان قرار محاكمه مىكنند . از شاهزاده‌هاى ايرانى با مرحوم رضا قلى ميرزا پسر ارشد مرحوم بهمن ميرزا كه آجودان اعليحضرت نيكلا و اعليحضرت الكساندر امپراتوران سابق روسيه بودند آشنا شدم . اتفاق فوق العاده‌اى در تفليس نيفتاد . فقط چون مخارج مسافرت ما به اتمام رسيده بود آقا مهدى نام تاجرباشى كه از تجار ايرانى بود ساعتها و اشياء نفيسه كه همراه داشتيم از ما رهن گرفت و به ما پول داد كه به طرف تبريز حركت كرديم . روز اول يا دوم محرم 1284 هجرى برابر با 1244 شمسى ( 1865 ميلادى ) وارد شهر ايروان گشتيم و در كاروانسرايى منزل گرفتيم . چون در اين مسافرت خدمات را ما بين خود تقسيم نموده بوديم هريك در هر منزل به وظيفهء خدمت مرجوعه عمل مىنموديم . مثلا خدمت خريد بازار با مرحوم عباسقلى خان بود و خدمت آبدارى به نواب ميرزا بزرگ حكيم رجوع بود . مرحوم ميرزا جهان آشپز بود . اين بنده خرج بيار . مزين الدوله ميرزا على اكبر و مهندس الممالك غفارى خدمت