تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گفتهء امام دوم اهل تسنن رواجى در آن حمام داشته . بهرحال عمارت كارپردازخانه متعلق به مرحوم حافظ آقاى تبريزى بود كه سابقا مثل مرحوم ميرزا بزرگ خان تبريزى در بغداد و ميرزا حسن خان تبريزى در شهر وينه « 1 » ( پايتخت اتريش ) به خودى خود بدون حكم دولت قنسول گشته بودند و كار هم مىكردند و به كار تبعهء ايران هم مىرسيدند . قبل از ميرزا بزرگ خان قزوينى يك ميرزا بزرگ تهرانى ديگر هم بدون هيچ حكم رسمى در بغداد خود را باليوز ناميده بود و سالها كار مىكرد و به شهرهاى ديگر از توابع بغداد نايب فرستاده بوده است و كفايتها به خرج داده بود . بارى از بندر طرابوزان حركت كرديم . در بندر باطوم نيز چند ساعتى پياده شديم ( در آن اوان بندر باطوم جزء مستملكات عثمانى بود و در جنگ اخير با روسيه به توسط مختار پاشا بدان دولت واگذار گرديد ) . صبح روز ديگر كشتى ما در بندر پتى لنگر انداخت و ما مجبور گشتيم كه شب را در آنجا بمانيم . در اين شهر تبعيت و هوس بر عقل رفقا غلبه كرده ، از صاحب هتل كه ايتاليايى بود تقاضاى اطفاى شهوت نمودند . صاحب هتل وعدهء دو ساعت بعد از نصف شب را نمود . چرا كه شهر بسيار كوچك و آبادى منحصر به چند خانهء چوبين بود و كمپانى روس مشغول ساختن راه آهن از پتى به تفليس مىبود و چند خانوارى چركس براى عملگى بدان محل آمده بودند . وعدهء شخص ايتاليايى براى اين بود كه عمله‌ها دست از كار كشيده به منزل خود بروند و شام خورده بخوابند . آنوقت زنها تغيير لباس داده ، از واردين به هتل پذيرايى نمايند و همينطور هم انجام گرفت . بدبختانه پنج نفر فرداى آن‌روز گرفتار حرقة البول شديد گرديدند . يكى از آنها كه طبيب بود بواسطهء شستشوى خود و ديگران از اين مرض معفو ماندند . اما سايرين تا ورود به تهران گرفتار بودند . فرداى ورود به پتى به سوى ماران از روى رودخانهء ريون « 2 » و اصل گرديديم .
هامش
( 1 ) - لغت تركى عثمانى است بمعنى سرپرست و كفيل است . معنى تحت اللفظى تركى تبريزى صد عسل است . ( 2 ) -Rion