مرحوم رفتيم او را به خانهء خودمان آورديم . بد مبتلا شده بود . چهل روز حواس اعلى و ادناى خانهء ما مصروف او بود ، يعنى به واسطهء وضع حمل حالت اختلال دماغى براى او پيدا شده بود . اسباب صدمهء خودش و ما بود . از قضا مرحوم آقا اسمعيل شوهرش هم ناخوش و مرحوم شد . من بدون هيچ خيالى تاريخ فوت او را در كنار كتابى نوشته بودم . همشيره كه به آن حالت بود و فوت شوهرش را ناچار ازو پنهان مىداشتند ، بعد از مدتى يك روز مىرود به مكتبخانهء من آن تاريخ را مىخواند و از مرگ شوهر خبردار مىشود . اسباب پشيمانى من و تغير مرحوم ديوان بيگى شد . بههرحال يك نفر زن كدخداى ايل « كويك » كه به ديدن آمده و به رسم معمول سوغاتى آورده بود ، معالجهء عوامانه از همشيره كرده كه هيچ دكترى به آن زودى و به اين سهولت نمىتواند مرض به آن سختى را معالجه كند .
تنظيمات و ميرزا حسين خان
بارى درين موقع ميرزا حسين خان سپهسالار اعظم بود و مىخواست رسوم خارجه و تنظيمات حسنه در ايران داير كند ، منافات كلى داشت با مسلك شاهزادگان و دربار . حكام مستبد به تحريك معتمد الدوله شورش و اتفاقى كرده ، علما و عموم طبقات مردم عريضه به ناصر الدين شاه نوشتند [ كه ] اگر ميرزا حسين خان را به طهران بياورى و معزول نشود خودت را [ 28 الف ] نمىگذاريم به طهران بيائى . ناصر الدين شاه وارد خاك ايران شده بود در رشت اين خبر به او رسيد . ميرزا حسين خان را معزول كرد ، در رشت گذاشت به عنوان حكومت آنجا و خودش به طهران آمد . سرجنبانهاى شورش را به تدبير متفرق كرد ، و معتمد الدوله [ را ] باز به حكومت كردستان مراجعت داد . معتمد الدوله از هر قبيل زنانه و مردانه به اسم و رسم براى مرحوم ديوان بيگى سوغات فرستاده بود .
خط نويسى
روز عيد قربان مرحوم ديوان بيگى مرا به سلام خدمت معتمد الدوله برد . پسران مرحوم شرف الملك هم بودند . سؤال كرد چه مىخوانيد و چه تحصيل مىكنيد . ما