تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

التفاتى پدر

در زمستان اين سال مرحوم ديوان بيگى تمام جواهرات و لباس و اسباب مرحومهء مادرم را فروخت ، با آنچه اسباب زيادى داشتيم از قبيل يراقهاى نقرهء كردى و طاقه شال ، پارچه‌هاى مرغوب ندوخته ، تمام فروختند . به خيال اينكه حيف و ميلى اگر مرحوم فريدون بيگ در ماليات و مخارج كرده معلوم شود . مرحوم ديوان بيگى عيال او را عقد كرد و دستگاه مفصلى براى او تشكيل داد و چند نوكر مواظب خودش و پسرش كرد . فقط اين مخارج ضرر فوق ضرر شد و يك دينار از اين وصلت معلوم نشد كه چه شده . طولى نكشيد ضعيفه را طلاق داد و به زور مأمور هم نشد از و چيزى معلوم كرد . منزل مرا تغيير دادند ، از مكتب به اطاق نمازخانه كه سابقا آنجا بودم . از اين منزل خوشوقت بودم . چند نفر از كنيزهاى قديم مادرم و كنيزهاى جديد مواظب حال و خدمت من بودند . معهذا شبها باز عمو نامدار و لله رحمن كه بعد از فوت مرحوم لله مصطفى معين شده بود در نزد من مىخوابيدند . مرحوم ديوان بيگى يك دستگاه ساعت انگليسى اعلا و يك حلقه انگشتر زمرد و دو سه پارچه ديگر اسباب به من مرحمت فرموده بود خوشحال بودم .

معتمد الدولهء سوم

در آخر اين سال 1289 ناصر الدين شاه به خيال مسافرت و سياحت فرنگستان افتاد . ميرزا حسين خان قزوينى سپهسالار صدر اعظم بود . مرحوم حاجى فرهاد ميرزاى معتمد الدوله را از حكومت كردستان براى نيابت سلطنت به طهران احضار كردند و نايب السلطنه كامران ميرزا اسما بود ، لكن نايب السلطنهء واقعى فرهاد ميرزا بود . معتمد الدوله ، عبد العلى ميرزاى احتشام الدوله [ را ] كه بعد معتمد الدولهء سيم شد در كردستان براى نايب الايالگى گذاشت . ميرزا اسمعيل وزير مرحوم را به پيشكارى او معين كرد و دستور العمل سرحدات و شهر را داد و رفت . مرحوم ملا احمد شيخ الاسلام درين سال به رحمت خدا رفت . به تقويت و همراهى مرحوم ديوان بيگى ، مرحوم ملا لطف اللّه شيخ الاسلام و آقا بهاى پسر ملا احمد امين الاسلام شدند .