ثانيا چون قدرت و مكنت عالى كه از بدايع جود يزدانى است در خود بيندازد ، عجز و اهانت اصلى كه از توابع وجود انسانى است يادآورد ، و كافهء رعايا و برايا را كه ودايع و بدايع ربانىاند به لطف و احسان شاد دارد و عرايض ايشان را به طريق تغور و تفكر رسيده و به عرض رسانيده ، و امورات مهمل و محتمل ساكنين و واردين ولايت را بطور پختگى و كاردانى گذرانيده ، قسمى كند كه از حسن رفتار و لطف كردارش خارج و داخل شاد آيند و در سر و علن از اين رهگذر دوام دولت و قوام شوكت اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاهى روحى و روح العالمين فداه را به دعاى بىريا ياد نمايند .
مقرر آنكه عاليجاهان كارگزاران عالى و مشايخ و موالى و ساير اعزه و اشراف و اهالى ولايت از خارجه و داخله برحسب امر قدرت قدر قضا مضاى خديوانه و بر طبق حكم سركار ايالت كه تالى احكام حضرت خلافت مرتبت روحى فداه است ، عاليجاه مشاراليه را ديوان بيگى بالانفراد و نايب الوزارهء بالاستقلال خوانند و او را درين دو منصب معظم مختار و مسلم دانند و امورات و عرايض خود را رجوع به رأى صائب و فكر ثاقب او دانسته ، از مدلول حكم عالى تخلف جايز ندارند و تعلل سزا نشمارند و در عهده شناسند ، فى شهر رمضان المبارك 1275 .
( با مهر چهارگوش در انتهاى مطلب به سجع : لا إله الا اللّه الملك الحق المبين ، عبده امان اللّه ) .
( حاشيه ) مقرر آنكه عاليجاه اخوى وزير مبلغ سيصد تومان نقد رايج ساليانه مواجب ميرزاى ديوان بيگى را كارسازى نمايند . از بابت ماليات جمعى شما محسوب و صحيح است - 1275 ( مهر بيضى : نحن فى امان اللّه ) .
اين محبت در حق عاليجاه نورچشمى نايب وزير سابق و ديوان بيگى لاحق سرمشق اخلاص و ارادت جمع نوكرهاى سركار عالى كه به صداقت رفتار نمايند و به منصبهاى عاليه مفتخر گردند ، تحريرا فى شهر شوال سنهء 1275 ، والى ( با مهر بيضى : امان اللّه الوالى ) .
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: ميرزا حسين خان
ص٢٧٦