دولتخواه صميمى نورچشمى ميرزا رضا على نايب الوزاره است .
با اينكه از امثال و اقران به مزيد بندگى و وفور چاكرى و مراتب خدمت و مراحل عقيدت پيش است و از اكفاء و اشباه به علو قدر و سمو صدر فراپيش و به كمال حسن نيت و صفاى طويت به مفهوم كريم السجية شريف النسب مبارك الاسم اعز اللقب سرآمد بيگانه و خويش آمده ، مدت مديد و عهد بعيدى است تا اخلاص ديرين ما را قرين روزگار خويش ساخته و مجارات دولت و عزت خود را از مؤالات و نعمت ما شناخته و از سر اعتقاد صافى و اعتماد وافى به دقايق هوادارى ما كه كس در آن زيان نكند قيام مىنمايد و در مواظبت وظايف اخلاص كه ثمرهء آن هر آينه به ظهور مىرسد مىافزايد و شعشعهء انوار
« الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً »
از جبههء حالش نمايان و پرتو آثار
« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى »
از ناصيهء احوالش تابان گرديده ، لهذا محض پاداش اين گونه تلاش و جزاى اينطور رفتار به مؤاداى
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
در هذه السنهء ميمونهء قوى ئيل سعادت دليل قامت قابليت و استعداد و قدرساى بندگى و سداد او را به طراز خلعت
« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
اعنى منصب جليل القدر و لقب گرانمايهء ديوان بيگى كه معظم مناصب بلند پايهء ولايت است .
و از جانب سنى الجوانب شاهانه در هر بلد بايد شخصى با كفايت به گذرانيدن ملزومات اين منصب جليل اقدام نمايد و در كردستان عاليجاه مشاراليه را برحسب فرمان نامزد اين امر شده ، سركار عالى نيز برطبق فرمان اين منصب را به او مفوض و واگذار و در وجه او برقرار و انصافا او را شايستهء روزگار و بايسته و سزاوار است ، مطرز و زيب ياب فرموده و به منطوقهء
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
بر تزايد درجهء اعتبارش افزوده و از راه شفقت مشفقانه و نصيحت بزرگانه بر سبيل اخطار و طريق اذكار مقرر مىفرمائيم كه اولا در مقام غوررسى امورات مسلمين و مسلمات به فحواى « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم » در آئين عدل كوشد و پردهء غفلت بر چهرهء كارآگاهى نپوشد ، زيرا كه حديث معنوى درين دعوى حجتى است قوى كه « من عدل ملك من ظلم هلك » مىبايد در نظم و نسق امور و رتق و فتق مهام نزديك و دور و ترفيه حال عجزه به طورى بپردازد كه بيش از پيش خدمات خويش را از نظر انور ظاهر سازد .