متصف آمد ، مستوجب بذل مرحمت و شمول مكرمت پادشاهى گرديد ، به اقتضاى مراحم شاهنشاهى و ظهور استحقاق فطرى او به منصب استيفاى ولايت كردستان مفتخر و سرافراز و مبلغ سيصد تومان مواجبى كه سابقا در حق او مقرر و مرحمت بود مقطوع شده ، كماكان على التفصيل در وجه مشاراليه عنايت و مقرر فرموديم كه از معاملهء سنهء آتيهء سيچقان ئيل خيريت دليل و ما بعدها .
سيصد تومان : از بابت مواجب سابق او كه مقطوع شده بود در حق مشاراليه برقرار مىشود :
از بابت مواجب عاليجاه على اكبر خان : يكصد و پنجاه تومان
از بابت تفاوت عمل كردستان كه مقرب الخاقان ميرزا زكى معين مىنمايد :
يكصد و پنجاه تومان
از بابت متوجهات املاك خود مشاراليه : دويست و چهل تومان
از بابت املاك مفصله از قرار تعديل عاليجاه مقرب الخاقان ميرزا ابو القاسم : صد و هشتاد و پنج تومان و نه ريال - اصل صد و چهل و سه تومان . . . « 1 » ، فرع از قرار تومانى سه ريال : چهل و دو تومان و نه ريال كه دستى به همه ساله دريافت نمايد :
پنجاه و چهار تومان و يك ريال .
از ماليات املاك خودش اخذ و دريافت نموده ، از روى كمال استظهار به عنايات ملوكانه به شرايط ارادت و بندگى و لوازم شغل و منصب استيفاى آن ولايت كوشد و از ملزومات اين خدمت كه اطلاع و استحضار از معامله و دادوستد ولايت است تغافل و تكاهل نورزد ، مقرر آنكه حكام و عمال و مباشرين حال و استقبال ولايت كردستان عاليجاه مشاراليه را به منصب استيفاى ولايت كردستان مفتخر و سرافراز دانسته ، لوازم اين شغل را به او مرجوع ، ثبت و مهر او را در معاملهء ولايت شرط دانسته ، مبلغ مزبور را بعد از وضع دو عشر ديوانى به نحو مقرر همه ساله عايد دارند و تخلف از مدلول حكم محكم ننمايند . المقرر عاليجاهان عزت و جلالت
هامش
( 1 ) . نام شش قريه ذكر شده كه خوانده نشد .