كه به تخت نشسته بود . قبل از طلوع فجر از كنار شهر قم رد شد محض اينكه مرحوم اتابك را ملاقات نكرده باشد . در مدت يك ماه بعد از اينكه امين الدوله از صدارت معزول شد و او به اصفهان مراجعت مىكرد اول آمد اول ديدن از مرحوم اتابك كرد و دخترش را براى پسرش خواستگار شد . اتابك عذر آورد . به حكم تقدير دو سال بعد از فوت مرحوم اتابك همان دختر زن پسر ظل السلطان شد .
سال 1316
ماه محرم در قم
ماه محرم داخل شد . صبحها در صحن تعزيه مىخواندند مىرفتم آنجا . شبها هم خود صدر اعظم روضهء حضورى مىخواند . روز عاشورا دستهبندى و اوضاع روز قتل كاملا به عمل آمد تماشا كرديم . بعد از عاشورا كه تقريبا دو ماه و نيم از شب عيد نوروز گذشته بود اتباع و همراهان اتابك مرحوم انتظار داشتند در تجديد آن سال مجددا اتابك به صدارت خواهد رسيد . امين الدوله كه صدر اعظم بود دختر شاه را هم براى پسرش عروسى كردند كارش به نظرها محكوم شد . اميد مسافرين قم به يأس مبدل شد كه عيد آمد و مدتى از بهار گذشت ، عاشورا تمام شد .
مخارج امين السلطان
ديگر به چه اميد در اين هواى گرم بايد ماند و عيال را به سختى گذاشت . خود اتابك هم باطنا متأثر بود ، ولى به روى خود نمىآورد . مخارج زياد ، ارباب توقع زياد ، هواى گرم متعفن بد . . . او را صدمهء خيالى مىزدند . مثلا ماهى دو خروار و پنجاه من قند و شبى پنج خروار جو و روزى سى من برنج مصرف يوميهاش بود .
علاوه بر اينكه جيره و عليق هم با وجه نقد يوميه به قزاق و غيره مىداد . انعامات و بذلش هم به جاى خود بود . مثلا به غير از شام و ناهار و قند و چاى و هيزم و زغال كه به قزاقها و تمام منازل مىدادند ، روزى ما بين قزاق نفرى دو ريال ، دو نفر سلطان نفرى دوازده هزار ، و سرتيپ آنها روزى بيست و پنج هزار يوميه مىگرفتند . كرم « 1 » و برادرانش علاوه بر مخارج فوق الذكر ماهى دويست و پنجاه تومان مىگرفتند . از اين
هامش
( 1 ) . مقصود كرم بيگ قرباغى است ( بامداد 3 : 163 - 167 )