تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مرحوم اتابك در تيراندازى و تفنگ انداختن خيلى مهارت پيدا كرده بودند . از همه بهتر تفنگ مىانداخت . [ 72 الف ]

رفتن معير الممالك

دوربين عكاسى همراه معير الممالك بود . آن روز تقريبا بيست و دو شيشه عكس مختلف انداخته شد كه فعلا دو قطعه از آن عكسها در بيرونى من موجود است . شبها با دوربين ستاره‌ها را مىديدند . تفريحهاى مختلف مىكردند . از طرف مرحوم اتابك پذيرائى ملوكانه از معير شد . تقريبا بيست روز خان معير الممالك در قم ماند . تا صبح غرهء ذيحجه . از خواب بيدار شدم [ ديدم ] حياطها خلوت بود . گفتند معير الممالك صبح زود رفته . معلوم شد شب بعد از شام مدتى با مرحوم اتابك نشسته صحبتهائى كه بايد باهم كرده‌اند و اجازهء عروسى دختر اتابك را براى پسرش گرفته و رفته . پول نقد و انگشتر و تفنگ و غيره هم به اعتصام السلطنه پسر معير كه داماد تازه است داده و ماهى دويست و پنجاه تومان شهريه براى او مقرر داشته بود .

اتابك ده روز در اطاق

گفتند معير الممالك هنوز در مهمانخانهء قم منتظر كالسكهء چاپارى است و نرفته . به عجله خود را رسانيدم . اغلب از آقايان هم در آنجا بودند . كالسكهء چاپارى آورده وداع كرده ايشان تشريف بردند . ما برگشتيم منزل صدر اعظم ، يعنى مرحوم اتابك . در اين روز حركت معير از قم تا مدت ده روز كامل از اطاق خوابگاهش بيرون نيامد . نفهميدم به چه ملاحظه بود . اين ده روز بر خلاف روزهاى اقامت معير بسيار به همه بد گذشت و به واسطهء بيرون نيامدن مرحوم اتابك تكليف معلومى نداشتيم ، جز صبح و عصر رفتن ميان صحن مطهر و زيارت خواندن .

بازى الك دولك

بارى به مظفر الدين شاه گفته بودند اتابك مشق تيراندازى و تفنگ مىكند شايد