نوروز
ماه شوال حوت و نزديك عيد بود . در اين فصل هم هواى قم بسيار خوب و باغات كنار رودخانه و شكوفه و هواى قم خيلى مطبوع است . در 27 اين ماه شوال عيد نوروز و تحويل حوت تحمل شد . رفتيم ميان صحن جديد كه تبركا موقع تحويل در آن مكان شريف باشيم . به واسطهء جمعيت در ايوان و ميان ضريح جا نبود . رفتيم بالاخانه كه به ايوان آئينه مشرف است به خواندن ادعيه مشغول شده ، بعد از تحويل آمديم خدمت مرحوم اتابك . ميرزا ابو القاسم خان نايب آبدارخانه كه ناظر و مباشر بود هفت سين به ترتيب شاهانه چيده بود . خود اتابك مرحوم لبادهء ماهوت آبى كه از مكه براى او فرستاده بودند پوشيده و جلوس كرده بود . به هريك يك دانه سكهء طلا داد . به من فوق العاده اظهار مرحمت فرمود .
حكومت كرمان براى اتابك
در اين موقع بعد از آنكه فرمانفرما عبد الحسين ميرزا كه به واسطهء بىحالى مظفر الدين شاه اسباب عزل مرحوم اتابك را فراهم كرده بود و مدتى خودش فرمانفرمائى مىكرد ، اسباب افتضاح خودش و دولت شد معزولش كردند . ميرزا على خان امين الدوله صدر اعظم بود . عداوت او هم با اتابك مرحوم معلوم بود ، همهكس مىدانست . منتهى بر خلاف فرمانفرما كه واقعا رذالت مىكرد ، اين ظاهر را خيلى حفظ مىكرد . اول حكومت كرمان [ را ] براى مرحوم اتابك تصويب كرده بود .
مأمور سخت فرستاد او را روانه كند ، خود را درد پا زد . بعد ميرزا حسن مجتهد آشتيانى طرف شد و آن خيال پيش نرفت .
عزل فرمانفرما
فرمانفرما عبد الحسين كه شخص اول و وزير جنگ بود بعد از چند ماه معزول و مفتضح شد . او را به خيال اينكه نفى و تبعيد كرده باشند براى حكومت فارس روانه كردند . آمد در قم يازده شب ماند و هر شب در كمال بىشرمى مىرفت سر مقبرهء مادر اتابك مىنشست و اصرار داشت كه خدمت اتابك برسد و از حركات خود