تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
معذرت بخواهد . بعد از اين مدت معطلى اتابك مرحوم اجازه نداد ، تا موقعى كه غلامرضا خان آصف الدوله به حكومت كرمان مىرفت ، آمد در آنجا اسباب فراهم كرد و شب فرمانفرما را آورد خدمت مرحوم اتابك معذرت خواست و از تقصيرش گذشت . دو اسب براى مرحوم اتابك فرستاد و رفت .

رفتار امين الدوله

ميرزا على خان امين الدوله صدر اعظم بود . محض استحكام صدارتش دختر مظفر الدين شاه را براى پسرش گرفت و به حسب ظاهر خصوصيت مىكرد . با مرحوم اتابك و با چاپار اغلب كاغذ مىنوشت . چون اسباب چينى كه براى حكومت كرمان اتابك كرده بود پيشرفت نكرد ، از در خصوصيت درآمد . حكومت كردستان و كرمانشاهان و همدان را براى مرحوم اتابك تصويب كرده و نوشته بود نمىدانم حضرت اشرف چه اصرارى داريد در آن هواى بد قم به سر بريد و قرض كنيد در آنجا به مصرف برسانيد .

پيشنهاد حكومت كرمانشاهان و كردستان

عقيدهء من اين است [ كه ] محض تغيير آب و هوا [ 71 ب ] تشريف ببريد به كرمانشاهان و كردستان . اقلا خرج سفره‌اى هم كه داريد از آن محل درمىآيد . به واسطهء اينكه اهل قم به غير از مرحوم متولى باشى و اين پسرش كه حالا متولىباشى است . . . « 1 » مرحوم اتابك را اذيت مىكردند . توقعهاى فوق العاده مىكردند ، و هواى قم هم بسيار بد و متعفن است . علماى آنجا هم مىخواستند دارائى اتابك را بگير [ ند ] نمىشد . بهانه‌هاى مختلف و ايرادها مىكردند . به اين جهات مرحوم اتابك به اين حكومت باطنا راضى شده بود . يكى از شبهاى ماه مبارك كه همه نشسته بوديم به اين ترتيب عنوان مطلب را كرد كه واقعا چه عيب دارد برويم به كرمانشاهان و كردستان . فلانى را حاكم كردستان مىكنيم ، خودمان در آن آب و هوا مشغول گردش و سياحت و راحت به سر
هامش
( 1 ) . مانده