تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مسرت مىكردند . چون چند نفر رفته بودند به قم و آنها را نپذيرفته بودند ، من خيلى مىترسيدم مرا هم نپذيرفتند . بعد از يك ساعت مرحوم اتابك آمد ميان حياط جلو همان اطاقى كه من نشسته بودم ، خيلى ملاطفت و مهربانى فرمودند و منزل براى من معين كردند . چون اسباب زندگى و هرچيز كه تصور شود همراه من نبود ، آن شب به هرطور بود لوازم راحت مرا فراهم كردند . بعد از دو روز نوبه مجددا بروز كرد و تقريبا دو ماه مبتلا بودم كه مردن را معاينه مىديدم .

هشت ماه در قم با اتابك

طول اين سفر من هشت ماه كامل شد و مىتوانم اين سفر را يك قطعهء خوش در زندگانى خود به شمار آورم ، الا اينكه خيلى دلواپس اهل و اولادم بودم و غريب عشقى به آقا خان داشتم كه از غير از محبت پدر و فرزندى بود . تا آخر ماه رجب تقريبا چهل روز مبتلاى نوبه بودم و نهايت به من سخت مىگذشت . نه نوكرى ، نه پرستارى داشتم . شايد اسباب اكراه طبايع هم بودم . شبها ساعت دو نوبه مىآمد و اول طلوع آفتاب قطع مىشد . شانزده مسهل به من دادند . ساعت به ساعت التفاتش در حق من بيشتر مىشد . حب « ارسينات » كه از سمهاى قتال است از جيب خود درآورد به من مرحمت كرد نوبه قطع شد . روزها محض ورزش بازى متفرقه مىكرد . من هم دم دستش خيلى مىدويدم و ميل او را به خود جلب مىكردم . همين حركتهاى عنيف اسباب صحت مزاج و تقويت بنيهء من شد .

وضع اتابك و پانصد نفر همراهان

در اين سفر اگرچه به ظاهر اتابك معزول بود ، احتمال خطرات جانى هم براى او داشت ، لكن در نهايت وقار و تمكين مثل يك نفر سلطانى مقتدر حركت مىكرد . چهل نفر قزاق از طرف دولت روس مستحفظ همراه بودند . مخصوصا در خرج و بذل مال و بسط سفره الحق ثانى و نظير « 1 » نخواهد پيدا كرد . خاصه در اين سفر و مدت اقامت در قم تقريبا پانصد نفر همراه او بودند . در عمارتى كه در قم براى چنين
هامش
( 1 ) . اصل : نذير