و دو هزار تومان تمام شد براى مرحوم اتابك تمام كرده خلعت به او دادند . بر حشمت و ابهت او افزود . تمام زنهاى ناصر الدين شاه را از اندرون بيرون كردند .
انتصابات جديد
عين الدوله كه داعيهء صدارت داشت او را به حكومت مازندران فرستاد .
محمد على ميرزا پسر ارشد مظفر الدين شاه را وليعهد كرد . امين الدوله ميرزا على خان لواسانى كه او نيز داعيهء صدارت داشت به پيشكارى وليعهد به تبريز فرستاد . عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما كه حاكم كرمان بود ، اتابك مرحوم به واسطهء سابقهء لطفى كه با او داشت به طهران احضارش كرد كه در مقابل عين الدوله باشد ، و تسلط و شهرت و اقتدار اتابك مرحوم به كمال رسيد .
هوا گرم شد شاه را برد به صاحبقرانيه و در آنجا در صاحبقرانيه براى او تعزيه خواندند . من هم در تبعيت مصطفى خان برادر اتابك به امامزاده قاسم رفتم با وكيل السلطنه كه متبوع من بود ناچار بودم به تبعيت او ملحق [ شوم ] . خود او و برادرانش و برادرزادگانش در ترويج لهويات و استعمال مسكرات كوتاهى نكردند .
لهويات
چون مقام صدر اعظم اتابك مرحوم عالى و شأنش اجل بود ، اين اوقات به اينكه رسيدگى به حال من و نوع من بكند لابد و ناچار در هواسرانى تبعيت آقايان را مىكردم . خدا مىداند باطنا نهايت اكراه را داشتم و هركار كه مىكردم بالطبع نبود ، بلكه بالتبع بوده ، همين لهويات اسباب شد هم آنها هم من به اين روزگار و مشقات حاليه گرفتار شديم . خلاصه به همين حال گرفتارى و ظاهردارى به سر مىبردم . با اينكه اين حضرات آن اوقات مىتوانستند هزار خراب را آباد و هزار مفلس را غنى كنند نكردند .
سال 1314
فرمانفرما و خيال وزارت جنگ
در اين اوقات به همان شرح فوق صدر اعظم در كمال قدرت تابستان و ييلاق را