تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
آنها را رد كرد . شاه در ميان كاروانسراى مذكور بنا كرد به تفنگ انداختن .

كرج - شاه‌آباد

شب شنبه 24 مظفر الدين شاه كوچ كرده به قريهء كرج شش فرسخى طهران كه فتحعلى شاه عمارت مفصلى در آنجا بنا كرده است . ما آمديم به قريهء كلاك [ كه ] ده ييلاقى باصفائى است . متصل از طرف صدر اعظم پيغام و دستور العمل براى شاه مىآمد . چون شهر را از هر طرف آذين بسته و طاقهاى نصرت دم راه برپا كرده بودند و قرار بود شاه چند روز دريافت‌آباد بماند . به اين خيال بوديم . صبح تا ما سوار شديم شاه خيلى زودتر سوار شده بود . هركار كرديم نرسيديم . دم شاه‌آباد نقاره‌خانه ايستاده بود . پرسيدم چرا معطل شده‌اند . گفتند مگر صداى شليك توپ طهران را نمىشنوى . شاه وارد شهر شد . معلوم شد مرحوم اتابك احتياط كرده و مردم را به انتظار روز ديگر گذاشته و پيغام داده شاه بىخبر وارد شود . تهيه و تشريفات و زحمات مردم به هدر رفت . قبل از ظهر وارد عمارت گلستان شد . اول سر قبر ناصر الدين شاه رفته گريه كرده ، و بعد آوردندش در تالار بادگير . امام جمعه مرحوم ميرزا زين العابدين تاج كيانى به سرش گذاشته و خطبه خوانده بود ، بعد اتابك مرحوم آمد بيرون تمام اجزاى او را به سركارهاى دربارى منصوب كرد و صاحب‌منصبان ناصر الدين شاه رفتند پى كارشان . فراشخانه و كشيكخانه ، نظارتخانه ، آبدارخانه ، قهوه‌خانه و غيره را به همان اشخاصى كه در تبريز رياست اين كارها را داشتند سپرد ، و خود اتابك مرحوم [ 68 الف ] بعد از اينكه خزانه و جواهر و اثاث سلطنتى را تحويل داد ، و از شب قتل ناصر الدين شاه تا اين شب به خانهء خود نرفت و شبها در دربار مىخوابيد ، با قيد قسم استعفا داد .

خلعت اتابك

و مظفر الدين شاه با قرآن قسم خورد و او را مطمئن كرد كه به حال صدارت و تسلط خود باقى خواهد بود ، و جبهء دور مرواريد با شمسه و شرابهء قيمتى كه بيست