تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
هم آمدند حق الزحمه كه بايستى به من بدهند بعضى نقد و بعضى نسيه سند دادند . هشتم صفر كوچ شد از مبارك‌آباد به چهار باغ لواسان و از آنجا بعد از سه شب اردو آمد به گلندوك .

ورود به طهران

چهاردهم صفر بعون اللّه وارد طهران شديم . در اين سفر به من بسيار خوش گذشت . تحريرات احكام و ترتيبات اردو بيشتر با من بود . وارد شديم به منزلى كه در دروازهء قزوين و كوچهء وزير دفتر بود اجاره كرده بودند . جهانشاه خان سابق الذكر به تلافى تعهدات كتبى و شفاهى و عوض هزار تومانى كه بايستى مژدگانى به من بدهد ، لدى الورود به كسان ما سخت گرفته بود خانهء او را خالى كرده ، هر دو خانوار به اين خانه كه يك دست بود نقل كرده بودند . به واسطهء تنگى مكان و اختلاف در بين زنانه و مردانه ، ناچار در 20 شهر ربيع الاول سنهء 1311 خانهء ميرزا محمد بيگ را كه در كوچهء بختياريها بود و الان آن را خراب كرده و طورى ديگر ساخته‌اند نقل كرديم . به واسطهء نزديكى به خانهء اتابك مرحوم و به واسطهء خوبى مكان و اشجار با اينكه كوچك بود ، لكن منتهاى ميل را داشتم به اقامت آنجا ، و از بعضى جهات در اين خانه بسيار خوش گذشت .

ياد گرفتن عكاسى

عطاء اللّه را فرستادم نزد عبد اللّه ميرزا عكاسى ياد بگيرد و شبها هم مجبورش مىكردم از روى كتاب خط كلهر يكى دو كتاب نوشت . خطش خوب شد . معلم هم به خانه آورده بودم . على اكبر و حسين خان درس مىخواندند . چون در آن تاريخ مدرسه‌اى در طهران نبود جز دارالفنون كه آن هم شاگرد [ 61 ب ] وارد آنجا مىشد اگر پسر ادريس پيغمبر بود آلوده به تمام هرزگى مىشد .

سفر قم

بارى در 18 شهر ربيع الثانى سنهء 1311 در خدمت آقاى صاحب جمع