مراسم استقبال
يك طاقه شال كشميرى و يكصد عدد اشرفى كه براى تشريفات ورود شاه تهيه ديده بوديم برده در چادر آبدارخانه ، تهيهء ميوه و متاعى كه در دماوند موجود بود ديده و يك نفر غلام ترك جهانشاه خانى را همراه برده رفتم قصبه در خانهء حاكم قصبه . مثل اينكه خالى السكنه باشد كسى ديده نشد ، همه رفته بودند [ 61 الف ] دم راه شاه به استقبال ، خود را به آنها رسانيده منتخب كردم . خوانين و بعد حاجيهاى معتبر را به ترتيب نگاه داشته صف بستند . پياده دم راه شاه ايستادند . يهوديها هم تورات آورده به رسم خود به استقبال آمده بودند . به فاصلهء دو هزار قدم پائينتر ايستاده بودند . من و منشى الممالك سواره و تمام خوانين و حاجيهاى دماوند پياده صف بسته بودند . شاه آمد رد شد . اتابك مرحوم كه صدر اعظم بود معرفى كرده وارد اردو شدند .
حضور شاه
پنجشنبه چهارم صفر خوانين و سادات و علما و كسبهء دماوند آمدند كه به حضور شاه بروند . كسانى كه بايستى خدمت صدر اعظم بروند همراهشان رفته معرفى شدند . در خدمت صدر اعظم ناهار خوردند . سايرين در چادر من بودند . از كارخانهء صدر اعظم ناهار خبر كرده بودم براى آنها آوردند . به حضور شاه رسيده بودند . عكاسباشى عكس آنها را انداخت . شب آقاى وكيل السلطنه در خانهء انتخاب الدوله سرتيپ فوج دماوند در قصبه مهمان بود . مرحوم اسفنديار خان سردار اسعد بختيارى و حاجى عليقلى خان و جمعى در خدمتشان بودند .
خلعت آنها و حق الزحمهء من
قبل از شام براى حاكم و سرتيپ و خوانين و سادات و كسبه ، من صورت مىنوشتم كه از طرف دولت از صندوقخانهء شاه به آنها خلعت مرحمت شود . بيست و هفت دست خلعت به تصويب و نمايندگى من به دماونديها مرحمت شد . بعد از سه شب از دماوند اردو كوچ كرد به مباركآباد كه از توابع لواسان است . دماونديها